رفتن به بالا

رسانه‌ای متفاوت

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵
  • الأربعاء ۱۹ ربيع ثاني ۱۴۳۸
  • 2017 Wednesday 18 January
  • ما در شبکه های اجتماعی
به قلم دکتور حمیرا قادری

دوباره خوانی خشونت ها

بررسی کارنامه پانزده ساله عملکرد دموکراسی، آزادی بیان و حقوق بشر اکثریت نهاد های مسوول را رو سیاه می‌کند و […]

بررسی کارنامه پانزده ساله عملکرد دموکراسی، آزادی بیان و حقوق بشر اکثریت نهاد های مسوول را رو سیاه می‌کند و ملت را ناامید.

از نشانه های واضح استبداد و دیکتاتوری در راس قدرت که بگذریم، از فشردن حنجره‌های آزاد و بی‌پروا که دم نزنیم، باید به درباره حقوق نیمی از بشر افغانستان سخن گفت.

نکته قابل تامل این است که بر خلاف گزارش‌ها و آمارهای ارایه شده و تصاویر رسانه ای، مردان افغانستانی بر پایه بعضی از سنت ها و فرهنگ های پسندیده شان، آسیب های جسمی کمتری را بر زنان وارد می کنند و اگر کار روی مزرعه، پشت دار قالی، و بچه‌داری را به عنوان شغلی برای یک زن در نظر بگیریم که بلاخره باید قوت همسرش باشد، پس در پیشبرد امور ، زنان در افغانستان از رفاه جسمی خوبی برخوردارند.

سنت های معمول هر چند در بسیاری از مواقع از روی ترحم و تحقیر است اما در نهایت به نفع زنان تمام شده و آنان را در ساحل امن آرامش جسمی قرار می دهد. به طور مثال در بسیاری از روستاهایی که هنوز بیشترین کنش‌های مردان در مقابل زنان با تکیه بر حفظ ارزش های درون روستایی است زنان معمولا در ناز و نعمت جسمی به سر می برند.

زنی اگر بار سنگینی را بر می دارد، هر مرد رهگذری” سیاه سر” گفته بار را از وی می ستاند و تا مقصد می رساند. مردی اگر خشم می گیرد بر زنش، مردان فامیل او را باز می دارند که زن، زدن ندارد. زنی اگر حمل دارد، بر پایه سنت رسول الله کمتر کار می کند و مرد با تکیه بر ارزش های دست نخورده اش کمتر سر سنگینی دارد با او.

نباید فراموش شود که گوش بریدن ها و بینی بریدن ها که هر از گاهی به صورت یک فاجعه نابخشودنی اتفاق می افتد و رسانه ها آن را به عنوان خبر داغ روز پخش می کنند، معمولا به وسیله یک معتاد یا یک روانی صورت می گیرد و نمی شود به آن برچسب خشونت علیه زن را زد. معتادی که در آن لحظه فرزند پسرش را خفه می کند، و گلوی دخترکش را هم می برد. به بحث های خشونت علیه زنان کاری ندارد و بیشتر در جیب زن یا مردی دنبال اسکناسی می گردد که رفع خماری کند که اگر این اسکناس پیدا شود، دیگر خشونت علیه زن موضوع عکس های سلفی و بحث های مثلا فلسفی در رسانه ها نخواهد شد.

حتی به حتم به نظر بسیاری شهادت فرخنده اوج خشونت علیه زن در جامعه افغانستانی است، موضوعی که فریاد بلند و غمگین زنان رنگ جهانی به خود گرفت و به غلط اذهان بسیاری را در مسیر غیر واقعی اتفاق سوق داد و جنبه های اصلی واقعه تحت پوشش و بررسی کارفهمان و جامعه شناسان قرار نگرفت.

هم اکنون نیز  فریاد عدالت برای فرخنده شهید توسط گروهی از زنان پیش برده می شود که بر این باورند که آن موضوع ریشه در بحث خشونت علیه زنان دارد. در حالی که نباید فراموش شود قضیه فرخنده شهید هیچ ربطی به بحث خشونت علیه زنان ندارد، زیرا کشتن فردی که به باور بعضی قران را آتش زده در درون کاوی های زنانه و مردانه مذهبی قرار نمی گیرد.

قضیه فرخنده شهید باید با بررسی ایدئولوژی ها خام و مذهب زدگی مردم پیش گرفته می شد و بر چگونگی حذف جهل از جامعه تاکید می کرد.

دقیقا زوایایی که اصلا پیگیری نشد. زنی با صورت خونین و موی پریشان دل ملتی را به درد آورد و قضیه رنگ تراژیک گرفت و متاسفانه گروه عظیمی از ما زنان باعث شدند تا آن حادثه فاجعه آمیز صورت یک بعدی پیدا کند. و وقتی اینچنین صورت مسئله ای را ساده می کنیم و بر شیون های زنانه اصرار می ورزیم و بر ریشه های اصلی حادثه انگشت نمی گذاریم، همان می شود که شد، به فاصله چند ماه بعد فاجعه در شکل دیگرش در غور و بادغیس ظهور کرد. در صورتی که اگر قضیه فرخنده هم‎پای بحث های محکمه، از طرف کارشناسان حقیقی امور دور از بحث های زنانه و مردانه واکاوی می شد و جنبه مذهب زدگی ملت به خصوص قشر جوان از طریق روشنفکران دینی پی گیری می‎گردید حداقل این مرگ ها، عقاید گندیده بسیاری را زیر سوال می برد و تن بسیاری را از فسیل به جا مانده مذهب برساخته شخصی، بر می‎کشید و شاید این مرگ ها، تلنگری و یا نویدی برای زندگی می شدند، هر چند نه به آسانی.

نویسنده بر این عقیده است که تنها دلیلی که هنوز در آن ماجرا بر عدالت تاکید می شود حضور زنی با موی عریان است که اگر این اتفاق برای مردی صورت می گرفت به این شدت جامعه را نمی تکاند و چون هزاران ماجرای دیگر فراموش می شد، با این حساب باید آن قسمت از روح -ولو کوچک- زن پذیر جامعه را تقدیر کرد. ماجرای که با لگد مردان شهری خلق شد، و با اشک مردان روستایی خاتمه یافت.

با تاکید بر پسندیده بودن خیلی از ارزش های مردم دور از شهر ها، نویسنده این مقاله سعی در بیان این موضوع دارد که بحث خشونت علیه زن در این سال ها دقیقا روی محوری خشونت های فیزیکی چرخید که تنها درد عقب افتادگی جامعه زنانه افغانستان نبوده است و صورت آشنای مشکل تمام زنان دنیاست. جدای از محکمه های صحرایی که توسط طالبان صورت می گیرد، زنان اتفاقا از نظر خشونت های جسمی در افغانستان در امان هستند و کارهای که بر گرده زنان در دیگر کشورها هموار می شود، در افغانستان شکل عمل نمی گیرد به صورت نمونه در مکزیک به عنوان جغرافیایی رو به توسعه گراف خشونت های فیزیکی علیه زنان به مراتب بیشتر از افغانستان است. با این پیش درآمد قرار است بگوییم که متاسفانه هر آنچه که تا کنون در مناسبت های متفاوت در مورد زنان بحث شده، با آغاز و تاکید بر تصاویر خشونت های جسمی بوده است.

بهترین مثال گفتمان های است که از رسانه های تصویری به ببینده ارائه می شود و به زنان القا می کند که اگر بینیتان بریده نشد، پس مورد خشونت قرار نگرفته اید. و از آنجایی که آمار چنین اتفاق هایی از حومه شهرها می رسد به مخاطب القا می کند زن شهری در افغانستان به تساوی حقوق دست یافته است. بدین ترتیب زن روستایی، شهر را مدینه فاضله‎ای برای زنان افغان می پندارد. این سهل پنداری به این مفهوم است که خشونت های جدی دیگری که در شاخه های متفاوت اجتماعی، اقتصادی، مذهبی، فرهنگی و سیاسی روان زنان را به شدت تحت تاثیر قرار داده، به رسمیت شناخته نشده اند، بها داده نشده اند و بررسی نمی گردند.

به نظر نویسنده، خشونت های فیزیکی صورت ساده ای از مسئله خشونت علیه زن است که به صورت پیچیده و تمام وقت همه مدافعین زن و دوست داران پیشرفت زنان را درگیر خود کرده است. در حالی که خشونت های فیزیکی به کمک سنت های معمول در افغانستان کمتر رنگ می گیرد.- عملکرد طالبان جدای از همه این بحث ها گذاشته می شود-

واکاوی و بازشناسایی مسایل زنان، تاکید بر دوباره خوانی دغدغه های زنان، بررسی خشونت های متفاوت و خشونت های مانع، پژوهشی گسترده در دیدگاه زنان و پیشرفت امورشان از نقطه نظر خودشان، و برکشیدن مسایل زنان از سهل پنداری های رایج کنونی، قدمی در بهبود شرایط زنان است. برای دست یافتن به چنین فرصتی نیاز به سازمان های مطالعاتی برای این امور است.

با تکیه بر دولت بی سواد و نااگاه، با ادامه و استمرار سهل گیری های رایج چند موسسه فند بگیر و پروژه بساز، و با تربیون خواهی برای فریاد نیمه خفه و محتاط چند فعال مدنی، هرگز نمی توان امیدوار افق های روشن و تضمین شده‎ برای بانوی افغانستانی بود. بازخوانی روزگار زنان و تفسیر عملکرد مردان در متن جامعه فقط با زاویه دید افرادی فاضل، ارزشمند است. برنامه های درون سالونی و اهدای چند شاخه گل و ردیفی از نیکتایی پوشان عوام فریب دولتی، فریبی بزرگ برای ادامه تکرار وضعیت کنونی است. باید بپرسیم که صورت مسئله، موانع پیشرفت بانوان و خشونت های پنهان را چه کسی می نویسد؟ چه دستی پاک می کند؟

 

اخبار مرتبط

نظرات

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
16
روز مانده
اعلام تقسیم اوقات انتخابات پارلمانی