رفتن به بالا

رسانه‌ای متفاوت

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵
  • الأربعاء ۱۹ ربيع ثاني ۱۴۳۸
  • 2017 Wednesday 18 January
  • ما در شبکه های اجتماعی

تنها ایدیولوژی‌ها و اندیشه‌ها نبوده اند که مسیر تاریخ را جهت داده اند، گاهی یک جمله نیز سهم بزرگی در […]

تنها ایدیولوژی‌ها و اندیشه‌ها نبوده اند که مسیر تاریخ را جهت داده اند، گاهی یک جمله نیز سهم بزرگی در دگرگونی‌ها و تغیرات اجتماعی- سیاسی داشته است. شاید این جمله ” اگر نان ندارند بروند کیک بخورند” را در جایی خوانده باشید. این جمله  منسوب به  ماری انتوانت ملکه اتریشی همسر لویی، پادشاه فرانسه است.

 غم نان یکی از بزرگترین عوامل انقلاب فرانسه دانسته می‌شود وقتی قحطی و گرسنگی در پاریس با سایر عوامل، موج مردمی را به راه انداخت، بزرگ‌ترین مطالبه مردم نان بود و انقلابیون زمانیکه نزدیک دربار شدند ملکه صدای آن‌ها را شنید و پرسید که آن‌ها چه می‌خواهند، درباریان گفتند که آن‌ها نان می‌خواهند و ملکه در پاسخ گفت این‌که مشکلی نیست اگر نان ندارند بروند کیک بخورند و تنها همین جمله کافی بود که موج انتقام و انقلاب فراگیرتر شود.

وضعیت اکثریت مردم افغانستان نیز از وضعیت مردم پاریس در سال ۱۷۸۹ کدام تفاوتی ندارد و غم نان هم‌چنان دغدغه بزرگ ما است و نیاز است تا حکومت وحدت ملی نیز از چنین آموزه‌های تاریخی پند بگیرد.

پررنگ شدن شکاف‌های اجتماعی و نابرابری، جامعه را در یک وضعیت شکننده‌ای قرار داده است و این خطر زیاد جدی هم گرفته نمی‌شود، اگر برای پیدا کردن عوامل پیوستن شمار زیادی از جوانان به مخالفان مسلح دولت مطالعه‌ای صورت گیرد بدون شک عوامل اقتصادی نیز در این مورد نقش بسیار بزرگی دارد. سران حکومت وحدت ملی در روبرو شدن با چنین وضعیتی جز با توسل به ادبیات پوپولیستی گام دیگری را برنداشتند. ابتذال سیاسی در دستگاه دولت و چانه زنی بر سر کسب امتیازات از یک‌سو، تهدیدهای امنیتی و قدرت‌مند تر شدن مخالفان از سوی دیگر و هم‌چنان تقلا برای فرار از کشور و فرار سرمایه ، عواملی هستند که دامنه فقر را گسترانیده و انگیزه‌های مردم را از آن‌ها گرفته است.

حکومت افغانستان اغلب وضعیت موجود را، با کاهش حمایت مالی کشورهای کمک‌کننده و کاهش شمار نیروهای خارجی از افغانستان توجیه می‌کند، شاید این تراژیدی بزرگتری باشد که ما در طول پانزده سال توانایی این را نداشتیم که میزان وابستگی اقتصاد افغانستان را به کشورهای خارجی کاهش دهیم. اما میزان پایین امید به آینده و کم ثباتی سیاسی که ناشی از بی اعتمادی سیاسی در میان سران حکومت وحدت ملی است ربطی به کاهش کمک‌های خارجی ندارد. این یک آموزه تاریخی است که هرگاهی که بی اعتمادی سیاسی در درون دستگاه دولت فربه گردد، نتایج خطرناکی را در پی دارد. بی اعتمادی سیاسی میان سران حکومت وحدت ملی باعث بی اعتمادی اجتماعی نیز گردیده است،

دغدغه نان همواره افغانستان را یک کشور وابسته نگهداشته است، این وابستگی همیشه استقلال کشور را با خطر روبرو ساخته است. وضعیت کنونی افغانستان که در آن بیکاری، فقر، اعتیاد، فساد اداری و ناهنجاری های گوناگون اجتماعی در آن حاکم است معرف یک وضعیت است، وضعیتی که ریشه در پنداشت و باور های جمعی خود ما دارد.

فقر معیشتی: حضور هزاران طفل خیابانی در کشور کافی است تا به عمق فاجعه پی ببریم، این اطفال که بین ۵ تا ۱۴ سال می‌باشند به دلیل فشارهای سنگینی که بر دوش خانواده های شان قرار دارد مجبور ساخته شده اند که با رویاهای طفلانه شان وداع نمایند و در خیابان‌ها پرسه بزنند و مورد بهره‌کشی و سواستفاده افراد فرصت‌طلب قرار گیرند. اگر برای سرنگون کردن فقر معیشتی کاری صورت نگیرد، جامعه در آینده نه چندان دور با چالش‌های تازه و بحران های دیگری روبرو خواهد شد.

نبود فرصت های کاری در کشور باعث فرار شمار زیادی از جوانان از کشور شد، جوانانی که اغلب شان تحصیلات عالی داشتند و دارای مهارت‌های کاری بودند. در صورت ادامه وضعیت موجود، شمار افرادی که کشور را ترک خواهند افزایش میابد. دشوار به نظر می‌رسد که حکومت وحدت ملی توانایی مدیریت وضعیت موجود را داشته باشد.  دشمن مهم افغانستان اکنون فقر است و باید برای نابودی آن مبارزه کرد.

بازی سیاست: ساختار کنونی قدرت در افغانستان که حکومت وحدت ملی در راس آن قرار دارد، بنیاد آشفته‌ای دارد و از دل بحران زائیده شده است، در این حکومت، تقسیم قدرت بین دو تیم محور چانه‌زنی و مباحثه است تا کوشش برای ارایه راهکار و توجه به وضعیت نامناسب کنونی. بدون شک رسالت نهادهای جامعه مدنی است تا صدای اکثریت خاموش را فریاد کنند و بر حکومت افغانستان فشار بیاورند تا با واقعیت های کنونی جامعه آشنا شوند.

 

اخبار مرتبط

نظرات

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
16
روز مانده
اعلام تقسیم اوقات انتخابات پارلمانی