رفتن به بالا
  • جمعه - ۸ اسد ۱۳۹۵ - ۰۷:۳۵
  • کد خبر : ۱۸۲۷
  • چاپ خبر : موانع شکل‌گیری نهادهای جامعه مدنی در افغانستان چیست؟
محمد فقیری:

موانع شکل‌گیری نهادهای جامعه مدنی در افغانستان چیست؟

تا حال از جامعه مدنی تعریف های متعددی ارایه گردیده که می توان هر کدام را به نوعی معرف خصیصه […]

تا حال از جامعه مدنی تعریف های متعددی ارایه گردیده که می توان هر کدام را به نوعی معرف خصیصه های جامعه مدنی دانست.

یکی از تعریف های که از جامعه مدنی صورت گرفته آن را عرصه ئی برای تثبیت حقوق شهروندی میداند که در آن حقوق فرد و جایگاه اش کاملآ رعایت میشود.
همچنان جامعه مدنی راعبارت از مجموعه ئی از سازمانها،نهاد ها، و تشکل های صنفی فعال نیز تعریف میکنند.
در افغانستان تا حال جامعه مدنی به صورت متعارف وجود نداشته است اما در ده سال گذشته تلاش های صورت گرفته تا رابطه میان دولت و جامعه از طریق نهاد های که نوپا اند تنظیم گردد.
امان الله خان برای اولین بار با تصویب قانون اساسی در سال ۱۳۰۲ تلاش نمود تا قدرت سیاسی را در درون یک چوکات محدود نماید هرچند تلاش های امان الله خان برای عصری ساختن افغانستان را نمی توان نادیده گرفت اما ذاتآ دولت ها نمی توانند تا فرایند اصلاحگری را مدیریت نمایند.
حکومت های بعد از امان الله خان نه تنها برای روشن اندیشان مجال این را فراهم نساختند تا در جهت تنویر افکار عامه و مشروط ساختن و تعین مرز مشخصی برای قدرت مطلقه گام های بردارند بلکه برای مهار چنین خواسته های دست به اقدام زدند.
شاید دهه دموکراسی را بتوان آغاز فصل تازه ئی در راستای نهاد سازی دانست دهه ئی که در آن نافرمانی های مدنی شکل می گرفت و انسان آن دوره افغانستان تازه نه گفتن را یاد گرفته بود اما آنچه این آغاز را با نابودی مواجه ساخت سیاسی شدن خواست های برخی از طیف ها بود.در زمان ریاست جمهوری سردار داوود خان هیچگونه حرکتی که بتواند برای تحقق خواست های اساسی مردم صورت بگیرد شکل نگرفت،چون خود سردار داوود خان هم اعتقادی به حرکت های روشنگرانه نداشت و از سوی دیگر موصوف یگانه حزب دولتی غورزنگ ملی را به وجود آورد.
از اینجا میتوان تشخیص داد که تا چه حد عرصه برای حرکت های که از آدرس جامعه مدنی نمایندگی کنند تنگ بوده است.
حکومت های طرفدار شوروی نیز در سرکوب حرکت های مدنی افراط نمودند.این حکومت ها درست کار های را انجام میدادند که باید نهاد های جامعه مدنی چنین رسالتی را پیش می بردند. مثلآ سواد آموزی آنهم به گونه اجباری در جامعه ئی با بافت های سنتی دقیقآ مشخص بود که شتاب در این مسایل واکنش های را در قبال خواهد داشت.
مسوولیت جامعه مدنی در واقع این است تا با فرهنگ سازی میان مردم تلاش نماید تا معرفت را بسط دهد و دست به آگاهی دهی بزند.
چون عملکرد حکومت های طرفدار شوروی هم از لحاظ جامعه شناختی و هم از نظر مستحکم بودن سنت ها در بین جامعه نمی توانست جامه عمل بپوشاند از اینرو نتایج آن را تجربه نمودیم.
در این پانزده سال کثیری از نهاد ها، سازمان های غیر دولتی،اتحادیه ها،انجمن ها،بنیاد های اجتماعی ورسانه ها تاسیس گردیدند.
هرچند اقدامات و عملکرد این نهاد ها فاقد انسجام و برنامه ریزی های دقیق بوده اما نفس مسئله که همانا تاسیس چنین نهاد های بوده خود میتواند که یک دستاورد تلقی شود.
عملکرد نهاد های جامعه مدنی در این پانزده سال در نقاط مختلف کشور متفاوت بوده هرچند در مرکز و چند ولایت بزرگ، نهاد های جامعه مدنی از لحاظ کمی رشد چشمگیری داشتند اما در ولایت های دورافتاده به علت های گوناگون از جمله نا امنی و عدم موجودیت ظرفیت های لازم شکل گیری چنین نهاد های با مشکل مواجه بوده است.
از آنجائیکه رسالت نهاد های جامعه مدنی در یک کشور به عنوان اهرم مدنی فشار خوانده میشود و از این طریق بر سیاست های دولت تاثیر میگذارد در افغانستان تاثیرگذاری این نهاد ها به گونه ئی محسوس بوده اما نتوانسته تا در تغیر پالیسی های حکومت تغیری بیاورد.
اما باید به یاد داشت که رابطه میان نهاد های جامعه مدنی و دولت یک رابطه دوجانبه میباشد به این مفهوم که به همان تناسبی که دولت یک کشور مقتدر و فعال است به همان تناسب جامعه مدنی نیز از چنین اقتداری برخوردار میباشد از اینرو در افغانستان دولت به مفهوم مشروع آن همپا با جامعه مدنی شکل گرفت و دقیقآ این فرایند بعد از کنفرانس بن به وجود آمد.
بدون شک برای نهادینه سازی ارزش های جامعه مدنی به برنامه های دراز مدتی در افغانستان ضرورت است از یکسو باید دولت خودرا متعهد بداند تا قانون اساسی را تطبیق نماید و از جانب دیگر باید برای بهبود وضعیت اقتصادی مردم تلاش صورت بگیرد چون در غیر آن مطرح کردن چنین مسایلی نمی تواند بر مردم تاثیرگذار باشد.
هرچند افغانستان در دهه دموکراسی گام های خیلی مقدماتی را برای نهاد سازی برداشت اما گرایش های که بعدآ از سوی طیف های طرفدار شوروی رشد نمود این فرایند را متوقف ساخت.
موانع اساسی شکل گیری نهادهای جامعه مدنی در افغانستان را می توان فقدان برنامه های منسجم، نبود درک درست از جامعه افغانستان، نبود انگیزه، چشم داشت های مادی به پروژه ها، مرکز گرا بودن نهادها، اشتباهات نهادهای بین المللی در مورد دادن پول های بی حساب به نهادهای داخلی وعدم هماهنگی میان نهادها، رسانه ها، حکومت و مردم و همچنان سایر عوامل.
ذکر این نکته الزامی است که فعالیت های انجوئی معرف عملکرد نهاد های جامعه مدنی نمی باشد بلکه کار در این حوزه رسالتی است که باید در آن دغدغه مادیات و دیگر چشم داشت ها در نظر گرفته نشود.

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه