رفتن به بالا
  • شنبه - ۱۶ اسد ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۹
  • کد خبر : ۱۸۴۸
  • چاپ خبر : سفر به سرزمین اژدهای سرخ (قسمت اول)
وحید پیمان:

سفر به سرزمین اژدهای سرخ (قسمت اول)

پیش از سفر به چین، تصور بسیاری‌ها از این کشور اساطیری طور دیگری است. بسیاری‌ها فکر می‌کنند چین کشوری است […]

پیش از سفر به چین، تصور بسیاری‌ها از این کشور اساطیری طور دیگری است. بسیاری‌ها فکر می‌کنند چین کشوری است پر از بازارهای ارزان، دارای نظام سیاسی کمونیستی و به‌شدت سخت‌گیر، پر از آدم‌های فقیر و بی‌بضاعت و با این جمعیتی که دارد بی‌قانونی در آن موج می‌زند. اما این اگر بخشی از واقعیت جامعه چین باشد، همه حقیقت ماجرا نیست.

چین در واقع به تنهایی یک کشور نیست، بلکه جهان دیگری است در دل جهانی که ما در نقشه جغرافیایی می‌بینیم.
چین کشور معابد بدیع و میراث‌های فرهنگی بی‌همتا است. کافی است چند‌ی در خیابانی در یکی از شهرهای کوچک چین قدم بزنیم تا با معابدی با شکوه و میراث‌های حیرت‌انگیز برخورد کنیم که طراحی و معماری آن‌ها نوازشگر چشم‌های هر بازدیدکننده‌ای‌است.
این سفرنامه حاصل یک سفر ۹ روزه به شهرهای پکن و ایوو، یکی پایتخت سیاسی و دیگری پایتخت اقتصادی چین است.
دولت چین ۹ تن از خبرنگاران افغانستان را برای بازدید بخش‌هایی از این سرزمین پهناور به آن کشور دعوت کرد. در واقع این سفرنامه حاصل سفر به سرزمینی که در تلاش است به تک‌قطبی‌بودن جهان پایان بخشد و به یک قدرت باالقوه جهانی تبدیل شود.
افغانستان را با ۳۵ تا ۴۰ میلیون جمعیت می‌توان دست‌کم از لحاظ جغرافیا و جمعیت با یکی از شهرهای نسبتا کوچک چین مقایسه کرد. اما با آن‌هم این کشور تلاش می‌کند تا روابط خود را با افغانستان گسترده‌تر سازد و افغانستان نیز به خوبی واقف است که چین علاوه بر اثرگذاری سیاسی از بُعد اقتصادی‌، کشوری است که می‌تواند در افغانستان تحول اقتصادی ایجاد کند.
شاید دست‌کم در افغانستان هیچ‌کسی را سراغ نداشته باشیم که در خانه و یا محیط کاری خود یکی- دو وسیله ساخت چین به همراه نداشته باشد. علاوه بر آن، یک سفر ۱۰ روزه به چین، می‌تواند هر کس را با شگفتی‌های عجیب و متنوعی روبه‌رو سازد. کشوری که جمعیت بالای آن تنوع فرهنگ‌ها، آداب و رسوم فراوانی را رقم زده و بسیاری از اتفاقات عجیب دنیا را به‌نام خود ثبت کرده است.
برای مثال می‌توان به این اشاره کرد که در چین به یک‌باره و طی سال‌های ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۴ میلادی ۵۰۰ میلیون نفر از زیر خط فقر خارج شدند. اتفاقی که در تصور هیچ‌یک از سیاستمداران و اقتصاددان‌های جامعه بشری نمی‌گنجید؛ کشوری که ۱٫۶ میلیارد نفر جمعیت دارد و امروز در آن تنها ۲۰۰ میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می‌کنند.
در چین، کم‌تر کسی انگلیسی می‌داند، حتا بسیاری از هوتل‌داران آن کشور با جملات رایجی چون «Hello» و «How are you» آشنا نیستند، اما با آن‌هم تعداد کسانی‌که در چین انگلیسی می‌فهمند، بیشتر از تعداد کسانی‌اند که در امریکا انگلیسی می‌دانند.
زبان چینی زبان یک‌پنجم جمعیت جهان است در حالی‌که بیرون از چین کم‌تر کسی چینی می‌داند. همه این آمار نشات گرفته از جمعیت سرسام‌آوری است که در یکی از پهناورترین اماکن دنیا پراکنده شده‌اند.

فرهنگ، آداب و رسوم چینی‌ها

نه تنها چینی‌ها، بلکه همه مردم دنیا رسوم و آداب منحصر‌به‌خود را دارند. پیش از سفر به هر کشوری بهتر است با فرهنگ‌ رایج در آن سرزمین بیشتر آشنا شد تا از هرگونه بی‌احترامی به آن جلوگیری کرد. در میدان هوایی پکن، یکی از دوستانم با انگشت شهادت به سمت دوست دیگرمان اشاره کرد، من پیش از این شنیده بودم که اشاره با این انگشت در چین خوب نیست و مانع ادامه این روند شدم.
به هر ترتیب در فرهنگ چینی به مسایلی می‌توان برخورد که به شدت حیرت‌انگیز است. مثلا پس از خوردن غذا در افغانستان و بسیاری از کشورهای جهان آروغ زدن بسیار ناخوشایند است و بسیاری‌ها از آن نفرت دارند، اما در چین این نشانه سپاس‌گزاری از آشپز است و این پیام را می‌رساند که غذای میل‌شده به شدت خوشمزه بوده است.
داخل جیبم انواع پول افغانی داشتم از ۱۰ افغانی شروع تا ۱۰۰۰ افغانی، پول‌های به شدت مچاله‌شده، کهنه و پاره- پاره، به هیچ‌عنوان علاقه‌نداشتم که دوست چینی‌ام پاتریک که در زبان چینی (پاچوییک) تلفظ می‌شد، آن‌ها را ببیند، اما یک دانه ۱۰۰ افغانیگی نو که با خودم داشتم را به او هدیه دادم. او به هیچ عنوان در ابتدا نمی‌پذیرفت، اصرار کردم که این پول را به‌عنوان یادگاری نزد خود نگه‌دارد، نهایتا پذیرفت و پس از آن بود که فهمیدم در فرهنگ مردم چین تعارف به‌شدت معمول است و هیچ هدیه‌ای را پیش از ۴ – ۵ بار تعارف نمی‌پذیرند و این نشانه غرور است.
چینی‌ها اخلاق‌مدار‌اند، بسیاری چیزها به‌عنوان یک ارزش نزدشان مطرح است و عدول از شماری ارزش‌ها بی‌احترامی به توده‌هاست است. در فرهنگ اسلامی اصراف به‌شدت منع شده است، اما کم‌تر نشانه‌ای از رعایت آن در افغانستان و بسیاری از کشورهای اسلامی به‌ویژه سرزمین‌های عربی به چشم می‌خورد، اما در چین صرفه‌جویی و پرهیز از اصراف یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های اخلاقی به‌شمار می‌رود و اگر صرفه‌جویی نباشد کجا می‌توان کشوری با آن وسعت و جمعیت را اداره کرد. همه کار می‌کنند و همه به صرفه‌جویی به‌عنوان یک فرهنگ پایبند هستند و این چیزی است که در خانه و وسیله نقلیه و سوخت و آب و برق و ریخت و پاش‌ها و پذیرایی‌ها می‌بینیم.
وسیله نقلیه نیمی از مردم بایسکل است و از شماری نیز موترسواری که با برق و باطری کار می‌کند. البته شمار موترها نیز کم نبود که با توجه به جمعیت پایتخت غیر‌منتظره نیست.
اما با وجود رشد سرسام‌آور تکنالوژی و تغییر وضعیت اقتصادی مردم، هنوز باورهای عجیب و غریب در میان چینی‌ها رواج دارد. با مجموعه دوستان خبرنگار به رودخانه‌ای در حومه شهر ایوو رفتیم. جایی‌که شمار زیادی را می‌توان مشاهده کرد که ماهی‌های زنده را می‌خرند و به آب می‌ریزند و پس از آن به دعا و نیایش می‌پردازند.
آنان پس از آن آرزو می‌کنند و معتقداند که آرزوی‌های‌شان با ریختن ماهی‌های زنده به آب، برآورده می‌شود. من شنیده‌ام که هنوز در حاشیه رودخانه زرد، کسانی که به رودخانه می‌افتند را نجات نمی‌دهند، زیرا معتقداند که رودخانه قربانی می‌خواهد.
چینی‌ها کم‌تر عصبانی می‌شوند، زیاد می‌خورند، جنگ نمی‌کنند، کم‌تر دروغ می‌گویند و دزدی نمی‌کنند. این ویژگی‌ها را در این چند روز کوتاه سفر یا به وضوح دیدیم و یا هم از زبان دیگران شنیدیم. به هر ترتیب چین سرزمینی است که دست‌کم یکبار باید به آن‌جا سفر کرد.
با آن‌هم چینی‌ها آسیایی‌ و شرقی‌اند و بخشی از مشکلات جامعه شرقی را همان‌جا هم می‌توان یافت. از جمله هارن کردن‌های بسیار، تلاش برای بی‌نوبتی و یا فروش چند برابر کالا به مسافران و افراد غیر‌بومی.

سرزمین تنوع غذایی

همه کسانی‌که به‌چین سفر می‌کنند، اگر مثل ما نخستین تجربه سفر به این کشور باشد نگران مواد غذایی در آن کشور هستند. این نگرانی یا بابت فروش گوشت حیوانات و حشراتی که خوردن‌شان برای ما منزجر‌کننده است و یا هم ناسازگاری با ذایقه ما. اما باید پذیرفت که غذاهای چینی پرمایه و رنگارنگ‌اند و رنگ‌های متنوع، عطرهای متفاوت و طعم عالی از ویژگی‌های آن‌هاست. وجود این سه ویژگی نه تنها باعث خوشمزگی غذای چینی می‌شود، بلکه آن‌ را به اثری هنری بدل می‌سازد که می‌توان دید و تحسین کرد. هیچ یک

رستورانت افغانی در قلب شهر ایوو در چین – در چین برای هر ذایقه‌ای غذای مناسب پیدا می‌شود.

رستورانت افغانی در قلب شهر ایوو در چین – در چین برای هر ذایقه‌ای غذای مناسب پیدا می‌شود.

از این سه ویژگی را نباید در تهیه‌ی غذاهای خوشمزه‌ی چینی از یاد برد.
غذا در فرهنگ چینی به شدت به سنت و تاریخ این کشور وابسته است. تلاش‌های بسیاری صورت گرفته است تا الگوی مصرف غذایی این کشور از چینی به غربی تغییر کند اما چندان موثر نبوده است.
چینی‌ها هنوز با قاشق و پنجه غذا نمی‌خورند، حتی اگر در میان انبوهی از میهمانان خارجی در چین، تک و تنها بمانند. جالب این‌جا است سالانه ۱.۳ میلیون متر‌مکعب چوب صرف چوب‌های غذاخوری در چین می‌شود.
غذایی سنتی چین در این کشور، بسیار معمول است. اگر چه در چین ما به چند رستورانت مک دولاند نیز برخوردیم، اما می‌گویند که به ازای هر ۴ میلیون انسان در چین یک رستورانت غربی را می‌توان یافت.
پیش از سفر به چین بسیار شنیده بودیم که خوردن گوشت حیواناتی چون سگ و برخی از حشرات در شهرهای بزرگ چین رایج است. من مقداری پنیر، قیماق و برخی از مواد دیگر غذایی را با خود به چین بردم، نگران بودم که غذایی که با ذایقه من سازگار باشد در آن‌جا یافت نشود. اما نکته جالب این‌جاست که هیچ‌ نیازی به بردن غذا به چین نیست. چین پر است از غذاهایی که با ذایقه هر انسانی سازگار است.
ما در چین با قصابی‌ها و فروشگاه‌‌های گوشت زیادی روبه‌رو شدیم و جز گوشت گوسفند، گاو و مرغ، چیز دیگری ندیدیم، اما این به معنای عدم استفاده از متباقی حیوانات در چین نیست. دست‌کم چیزی که ما برداشت کردیم این بود که خوردن گوشت سایر حیوانات به شکل وافر آن رایج نیست و گوشت مرغ و گوسفند و گاو بیشترین طرفدار را دارد.
وجود طیف وسیعی از انواع غذاهای لذیذ، عطر و طعم بی‌نظیر مواد غذایی و هم‌چنین تاریخچه‌ی جالب و شنیدنی‌ که در تهیه و ایجاد هر یک از غذاهای چینی وجود دارد، باعث شده تا مردم چین، آشپزی منحصر به فرد سرزمین‌شان را مایه‌ی فخر و مباهات خود بدانند. هر چند استفاده از حشرات، خزندگان، نرم‌تنان و دیگر جانورانی که حتا شنیدن اسم آن‌ها باعث ایجاد حسی بد و انزجارآور می‌شود، در پخت غذاهای چینی مرسوم است، ولی به‌خاطر داشته باشید که بیشتر غذاهایی که توسط مردم چین تهیه می‌شود، نه تنها بدمزه نیستند بلکه مطمینا از خوردن آن‌ها لذت خواهید برد.
رستورانت‌های بسیاری برای مسلمانان در چین فعالیت می‌کنند. در هر شهر آن ده‌ها رستوارنت ترکی- عربی و افغانی را می‌توان یافت که میزبان شمار زیادی از مسلمانان هستند. همه این رستوارنت‌ها با الفبای عربی، آرم «حلال» دارند.
گیاه‌خواران در این کشور بزرگ دنیا، می‌توانند بهترین انواع گیاه‌های خوراکی را میل کنند و علاقه‌مندان گوشت از هر دین و کیش و مذهبی که هستند، مطابق اعتقادات و فرهنگ غذایی خود نیز می‌توانند بهترین غذاهای حاوی گوشت را بیابند و از آن لذت ببرند.
اکثر گیاه‌خواران چینی بودایی هستند. پیروان بودا، آموزش‌هایی را در مورد به حداقل رساندن صدمات، درد و رنج‌ها ارایه می‌دهند.

زندگی چینی؛ جدال سنت و مدرنیته

پس از بازدید از بازاری قدیمی در حومه شهر پکن، رقص گروهیِ کهن‌سالان ما را به خود جذب کرد. می‌رقصیدند و شادی می‌کردند تا غم و اندوه را به چهار اطراف زندگی خود راه ندهند. امید به زندگی در میان سالمندان چینی بالا است. شاید این‌جا دوره پیری را بتوان آغاز دوره جدیدی از زندگی دانست.
دوران فعالیت‌های بی‌دغدغه، تا جایی که حتا رقص با همسر شصت و چند ساله در گرمای سخت را نیز شامل می‌شود. تمام سعی‌شان این است که از تبدیل دوران «پیری» به دوره «انتظار مرگ» دوری کنند، بر خلاف بسیاری از مردمان دیگر دنیا.
جوانان درس می‌خوانند و کار می‌کنند. هتل‌های چینی پر از دختران و پسرانی است که روز درس می‌خوانند و شب کار می‌کنند تا محتاج کسی نباشند.
در مترو، هواپیما و محلات کار، زنان و مردان چینی روزنامه می‌خوانند و به مطالعه علاقه وافری دارند. بیشترین روزنامه در سطح جهان در چین به چاپ می‌رسد، آمار می‌گوید که روزانه ۱۰۰ میلیون یا ۱۰٪ روزنامه جهان در چین چاپ می‌شود.
چینی‌ها به‌شکل سنتی تلاش می‌کنند پایبند ارزش‌ها باشند. دولت این کشور با روسپی‌گری مقابله می‌کند و جامعه چین روسپی‌گری را مردود می‌داند.
احترام به بزرگ‌تران به‌ویژه پدر و مادران خلاف نظام اجتماعی غرب در چین به‌وفور دیده می‌شود. کهن‌سالان بیشتر از دیگران احترام می‌شوند و در رستورانت‌ها- گارسون‌ها تلاش می‌کنند تا قسمت خوب غذا را به کهن‌سال‌ترین فرد بدهند.
چینی‌ها به خوبی دریافتند که علاوه بر حفظ سنت‌ها، آداب و رسوم رایج- پیشرفت در جهان کنونی اهمیت آن در سطح بالایی است و بدون تسلط بر علم و فناوری هیچ پیشرفتی ممکن نیست. به همین جهت طی دهه‌های اخیر یکی از برنامه‌های مهم چین برای پیشرفت اقتصادی، تقویت و بومی‌سازی تکنولوژی بوده است. این موضوع چنان برای حاکمان چینی اهمیت داشته است که بخش مهمی از منابع دولتی را صرف برنامه‌های آموزشی، پژوهشی و تکنولوژی کرده‌اند و هرگز پیشرفت در این عرصه را معطل حضور بخش خصوصی نکرده‌اند.
به همین جهت است که بیش از ۶۰ درصد صادرات کشوری که ۵۰ درصد مردم آن زراعت‌پیشه هستند را محصولات تکنولوژی تشکیل می‌دهد.
در چین، آن‌چه بیش از همه مرا به خود جذب کرد، تلاش زنان و مردانی است که از وقت، بیشترین و بهترین استفاده را می‌کنند. یکی از مشخصه‌های مردم چین، فرهنگ بالای کار و تلاش است. مردم این کشور تحت تاثیر فرهنگ کنفسیوسی، مردمی اهل کار هستند. براساس همین فرهنگ بود که چینی‌ها پذیرفتند سال‌ها با درآمد کم کار کنند و اجازه دهند ثروت‌های تولید شده آن‌ها به سرمایه تبدیل شود.
ادامه دارد…

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه