رفتن به بالا

رسانه‌ای متفاوت

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵
  • الأربعاء ۱۹ ربيع ثاني ۱۴۳۸
  • 2017 Wednesday 18 January
  • ما در شبکه های اجتماعی

هرچند سعدی شیرن کلام زندگی و زنده بودن را در داشتن نام نیک خلاصه می‌کند و همانا آن‌هایی که می‌روند […]

هرچند سعدی شیرن کلام زندگی و زنده بودن را در داشتن نام نیک خلاصه می‌کند و همانا آن‌هایی که می‌روند و نام نیک دارند همیشه‌گی اند …

اما عمه سکینه هم خلاصه خسته شد و سلاح زندگی را بر زمین گذاشت و برای همیشه رفت تا آرام بگیرد.
همه‌ی مردم هرات و حتی بیرون از مرزهای هرات هم نام “عمه سکینه “را شنیده و با کارها و کارنامه‌اش آشنایی دارند. عمه سکینه از جمله محدود زن‌هایی بود که در زمان زنده بودنش، محله‌یی و گذری به نامش شد؛ ” ناحیه نهم ” گذر عمه سکینه !
همیشه که از این ناحیه می‌گذشتم افتخار می‌کردم به نام و نشان این منطقه و به زنی که توانسته است، زنانه و با همت وصف ناپذیرش در دوره‌های مختلف سیاسی و اجتماعی کشور بایستد، برزمد و تلاش خسته‌گی ناپذیرش سبب رونق و صفایی دگر در ” محله ” شود.
محله با بودن عمه رنگ و رونقی دیگر داشت . همیشه دختران جوان در گرد و کنار عمه جمع می‌شدند و او با افتخار از خاطراتش می‌گفت و قصه‌های شیرین و تلخ روزگار را به سبک خودش تعریف می‌کرد.

گاه خنده یی بر لب داشت و گاه اشکی در چشم و آهی در دل… از روس ها می‌گفت، از این‌که پا به پای مردان در پشت جبهه‌های جنگ از دیار خود پاسداری کرده، از مجاهدین می‌گفت و با طالبان قصه‌اش دگر می‌شد.

او حتی در روزهای سیاه طالبانی قرار و آرام نداشته و در همان سال‌های سیاه و تلخ هم چون کوهی پابرجا ایستاده بود تا کسی به مردم محله بد نکند … هم و غم عمه صلح ، سواد ، بازسازی و آرامش بود.
دختران را تشویق می‌کرد که درس بخوانند، این تشویق در حد شعار نبود، او حتی خانه‌ی پدری اش را وقف مکتب کرده بود. با جوانان با رفاقت رفتار می‌کرد و دست دعایی به همراه شان داشت و با کلان‌ها، کلانی می‌کرد!
هر کدام از مردم هرات پیر و جوان خاطره‌ای خوب در ذهن خود از عمه سکینه دارند. یادم می‌آید چند سال قبل در یکی از محافل هشت مارچ عمه را دیدم . خواستم دستش را بگیرم و در رفتن به محفل کمک‌اش کنم . با همان لهجه‌ی خاص خودش گفت : “جوانی کجایی که بیایی و باز اسب‌دوانی کنم. می‌فهمی دختر ! به سن و سال شما که بودم اسب سواری می‌کردم و حالا از برکت همان روزها است که سرپا ایستاد هستم . تا می‌توانی کار کن که این روزها دیگر نمی آیند…”
همت و شجاعت اش وصف ناپذیر و صفا و صداقتش بی همتا بود و جفایی است که اگر عمه سکینه را در گذر نهم شهر هرات خلاصه کنیم.

سمیه رامش: تاریخ همیشه با زنان جفا کرده است و تاریخ نگاران مرد محور همیشه نام زنان را بر آب نوشتند اما نسل آینده‌ی ما باید بداند در هر دوره از تاریخ این سرزمین زنانی بوده‌اند که در مقابل تمام بی‌عدالتی‌ها و نابرابری‌ها ایستادند و مبارزه کردند و نگذاشتند تاریخ این کشور مردانه رقم بخورد.هزاران زن گمنامی که امروز هستند و دیروز هم بودند و در آینده نیز خواهند بود.

سمیه رامش: تاریخ همیشه با زنان جفا کرده است و تاریخ نگاران مرد محور همیشه نام زنان را بر آب نوشتند اما نسل آینده‌ی ما باید بداند در هر دوره از تاریخ این سرزمین زنانی بوده‌اند که در مقابل تمام بی‌عدالتی‌ها و نابرابری‌ها ایستادند و مبارزه کردند و نگذاشتند تاریخ این کشور مردانه رقم بخورد.هزاران زن گمنامی که امروز هستند و دیروز هم بودند و در آینده نیز خواهند بود.

او برای تمام زنان و دختران این دیار الگوی مبارزه بود. او برای مردان این جامعه نیز محترم و عزیز بود.
در جامعه‌ای مانند جامعه‌ی افغانستان که معمولن زنان به حاشیه رانده می‌شوند و حرف شان کمتر شنیده میشود و بر کرسی عمل می‌نشیند، عمه سکینه ساختار شکنی سنتی بود، زنی که از بین همین سنت‌ها و رسم و رواج ها برخواسته بود.

او با سنت خودش به جنگ سنت‌های ناپسند و جبرهای فرهنگی رفته بود و حقا که توانسته بود با تبعیض و بی عدالتی ها به شیوه‌ی خودش برزمد و کارهای بزرگ و ماندگاری انجام دهد و بزرگ زن و شیرزنی شود که نام و یادش همواره همراه افتخار و پراحترام باشد.
حالا وظیفه‌ی ما است تا اجازه ندهیم که تاریخ بی‌حافظه‌ی این خاک یک بار دیگر شهامت زنی را به فراموشی بسپارد.

تاریخ همیشه با زنان جفا کرده است و تاریخ نگاران مرد محور همیشه نام زنان را بر آب نوشتند اما نسل آینده‌ی ما باید بداند در هر دوره از تاریخ این سرزمین زنانی بوده‌اند که در مقابل تمام بی‌عدالتی‌ها و نابرابری‌ها ایستادند و مبارزه کردند و نگذاشتند تاریخ این کشور مردانه رقم بخورد.هزاران زن گمنامی که امروز هستند و دیروز هم بودند و در آینده نیز خواهند بود.
دختران این سرزمین که امروز شاهد سربریدن‌ها و بینی بریدن‌های هم‌زادهای خود در گوشه گوشه‌ی کشور هستند، دخترانی که هر روز شهامت شان به گونه‌یی در این سرزمین کشته می‌شود و غرور و همت شان نادیده گرفته می‌شود، باید راه بلند چنین زنانی را در پیش بگیرند و با الهام گرفتن از درس‌ها و تجربیات زندگی زنان مبارز قد راست کنند و این مسیر پر فراز و نشیب و درد آلود مبارزه را به گونه‌یی دیگر ادامه بدهند تا فردای ما سراسر عدالت و آزادگی باشد.
عمه سکینه رفت و تاریخ تا دورهای دور شاید دیگر چنین زنی را با خود نداشته باشد . زنی که در تمام فصل ها در همین خاک بماند ، در آتش و دود و خمپاره و تاریکی …

همین جا برای این خاک ، برای این مردم ، برای میهن دوستی ، صلح و بازسازی و زندگی بهتر!

تلاش های بی دریغانه عمه سکینه را باید در حافظه‌ی بلند مدت تاریخ این سرزمین ثبت کرد. او در زمان حیاتش برای خودش چیزی نخواست، حرص قدرت و چوکی و نام نداشت و بی‌ادعا زیست و امروز آرام چشم برهم گذاشت و بر همه‌ی ماست تا از این الگوی ماندگار به نیکی یاد کرده و نامش را گرامی بداریم و رسم احترام و یادبود همیشگی را به برایش به جا آوریم .

سمیه رامش

اخبار مرتبط

نظرات

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
16
روز مانده
اعلام تقسیم اوقات انتخابات پارلمانی