رفتن به بالا
  • یکشنبه - ۹ عقرب ۱۳۹۵ - ۰۶:۳۹
  • کد خبر : ۲۰۴۰
  • چاپ خبر : سرزمین جنرال ها، کشور کودتاها
پاکستان

سرزمین جنرال ها، کشور کودتاها

وارثان «مهاتما گاندی» و «محمد‌علی جناح» هریک به راهی جداگانه رفتند. دو کشور همزادی که در سال ١٩۴٧ در فردای […]

وارثان «مهاتما گاندی» و «محمد‌علی جناح» هریک به راهی جداگانه رفتند. دو کشور همزادی که در سال ١٩۴٧ در فردای پایان استعمار، استقلال خود را به جشن نشستند، می‌توانستند علاوه بر ریشه‌ها، سرنوشت مشترک را نیز تجربه کنند.هر چند نقطه عزیمت یکی بود، شش دهه بعد راه طی‌شده هر یک از دو کشور و نقطه‌ای که اکنون بر آن ایستاده‌اند، متفاوت است.

حتی یک نمونه نیز نمی‌توان در حافظه تاریخ سراغ گرفت که در آن یک جنرال چکمه‌پوش هندی، با انگشت بر ماشه و پنجه بر گلوی دموکراسی، دولت غیرنظامی را وادار به تمکین و کرنش کرده باشد.

آن‌سوی «خط کنترل»، جایی که پاکستان (سرزمین پاک‌ها) نامیده می‌شود اما داستان یکسره متفاوت است. جنرال‌های پاکستانی چهار بار کودتا کرده‌اند، در نزدیک به نیمی از سال‌های حیات سیاسی این کشور قدرت را در دست داشته‌اند و یک رییس دولت منتخب را سینه دیوار گذاشته‌اند.

نخستین کودتاچی جنرال «ایوب خان» بود. او در سال ١٩۵٨ میلادی، «اسکندر میرزا»، رییس‌جمهوری وقت پاکستان را سرنگون کرد و با ادغام سمت‌های ریاست‌جمهوری و نخست‌وزیر، به حاکم مطلق کشور تبدیل شد. جنرال ایوب‌خان هفت‌سال بعد برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار کرد؛ انتخاباتی که بنا بر انتظار، اعلام پیروزی او را در پی داشت. دوران حکومت او با دومین جنگ هند و پاکستان بر سر کشور کشمیر (١٩۶۵) همزمان بود. ایوب‌خان پس از ١١سال حکومت که طی آن کشور دوره‌های متناوبی از مشکلات اقتصادی و ناآرامی‌های سیاسی را تجربه کرد خود قربانی یک کودتا نظامی شد.

جالب آنکه «یحیی خان» کودتاچی نورسیده، داماد جنرال پیر بود. تاریخ احتمالا از جنرال یحیی‌خان به عنوان یک «کودتاچی بدشانس» یاد خواهد کرد. نخست توفان سهمگین موسوم به «بهولا» در ١٩٧٠ وزیدن گرفت؛ ۵٠٠‌هزار‌نفر قربانی شدند و توانایی مدیریت بحران و حیثیت نظامیان آسیبی جدی دید. تیر خلاص را به حکومت نظامی اما بحران «پاکستان شرقی» که اکنون به عنوان کشور بنگلادش روی نقشه جغرافیا مشخص است، شلیک کرد.

پس از استقلال هند و پاکستان، بخش‌های مسلمان‌نشین در قالب کشور پاکستان در یک واحد سیاسی ادغام شده بودند. شگفت اینکه بخش شرقی پاکستان یا همان بنگلادش کنونی هیچ ارتباطی از راه خشکی با سرزمین اصلی نداشت. تبعیض حاکمان اسلام‌آباد علیه مردمان ساکن در نیمه شرقی کشور که از سه‌طرف در محاصره کشور متخاصم هند بود نیز مزید بر علت شده و به نیروهای گریز از مرکز دامن می‌زد. در چنین شرایطی سومین جنگ هند و پاکستان بدترین رویداد ممکن بود.

نظامیان حاکم بر پاکستان و در راس آنها جنرال یحیی‌خان اما مانند اغلب هم‌قطاران خود در سایر نقاط جهان از درک بدیهیات عالم سیاست عاجز بودند. بنا بر تصور آنان، در شرایطی که کشور از داخل دچار بحران است، بهترین راه‌حل، هدایت مشکلات به بیرون از راه استقبال از یک کشمکش و بحران خارجی است؛ راه‌حلی که شبیه آن را نزدیک به یک دهه بعد جنرال‌های ارجنتاینی برگزیدند و به نتایجی مشابه همتایان پاکستانی خود رسیدند.
جنگ هند و پاکستان برای اسلام‌آباد به تمام معنی یک افتضاح سیاسی – نظامی بود.

پارتیزان‌های ناراضی بنگلادشی با پشتیبانی ارتش هند نظامیان پاکستانی مستقر در داکار را محاصره کردند و پس از تنها ١٠ روز جنگ وادار به تسلیم کردند. هزاران سرباز گرسنه پاکستانی دست‌هایشان را به علامت تسلیم بالای سر بردند. بنگلادش (سرزمین ملت بنگال) به عنوان سومین کشور شبه‌قاره هند زاده شد. جنرال یحیی‌خان ناگزیر از برگزاری انتخابات و کناره‌گیری از قدرت شد. دموکراسی تازه پاکستان از دل شکست پا به عرصه گذاشت. ذوالفقار علی بوتو، فرزند ملاک ثروتمندی که آشکارا تمایلات چپ‌گرایانه داشت، کشوری فقیر، در هم شکسته و در آستانه فروپاشی را به ارث برد. بدتر از همه اینکه جنرال‌ها اعتیاد به کودتا را به تمامی ترک نکرده بودند. خاندان شوربخت بوتو از آن زمان در درون دیگ جوشان سیاست پاکستان حضور داشته‌اند و اغلب سر سالم به گور نبرده‌اند. پاکستان سال‌های پایانی دهه ٧٠ را با یک کودتای دیگر پشت‌سر گذاشت؛ کودتایی که رهبر آن بر خلاف اسلاف خود چندان خوش‌شانس نبود که پس از ترک قدرت بتواند دوران بازنشستگی را نیز سپری کند.

«جنرال ضیاءالحق» همان کسی که فرمان اعدام بوتو را صادر کرد خود در آخر دهه ٨٠قربانی انفجار بمب کار گذاشته‌شده در بالگردش شد.

پرویز مشرف آخرین کودتاچی پاکستانی، به راستی یک بندباز سیاسی به تمام معناست. او فاصله حمایت از طالبان تا تقدیم پایگاه به ارتش آمریکا برای سرنگونی طالبان را به یک چرخش تند سیاسی پیمود. اگر بخت یارش بود می‌خواست بار دیگر، – این بار از روزنه صندوق رای- به قدرت بازگردد و ناکام ماند، اما تخم نهفته کودتا در پاکستان هنوز ریشه‌کن نشده است.

ارتش یگانه نهاد قدرتمند این کشور است و احزاب سیاسی به‌ویژه نمونه‌های غیرمذهبی در این کشور همچنان بسیار ضعیف هستند.

Hhh

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه