رفتن به بالا
  • دوشنبه - ۱۷ عقرب ۱۳۹۵ - ۱۱:۵۱
  • کد خبر : ۲۱۸۵
  • چاپ خبر : ریش و بروت در گرو مذهب، سیاست و مُد در افغانستان
تاریخ‌چه ریش و بروت در افغانستان

ریش و بروت در گرو مذهب، سیاست و مُد در افغانستان

ریش و بروت در افغانستان با فراز و نشیب‌های مختلفی روبرو بوده است.مذهب و سیاست در این کشور ریش و […]

ریش و بروت در افغانستان با فراز و نشیب‌های مختلفی روبرو بوده است.مذهب و سیاست در این کشور ریش و بروت را بارها کوتاه و بلند کرده است. دستکم سه مورد، سیاست، مذهب و مد در سرنوشت ریش و بروت در افغانستان نقش داشته‌اند. افغان‌های میان‌سال و پا به‌سن گذاشته طی ۵ دهه اخیر سه مرحله عرفی و اجباری را گذرانده‌اند که در آن مجبور بوده‌اند، ریش و یا بروت خود را به‌کلی بردارند، نگهدارند و یا برای اثبات تعلقات سیاسی خود خود مخالف و موافق ریش یا بروت باشند.

در بسیاری از ادیان و مذاهب، ریش نقش مهمی دارد و در سیاست نیز جدا از افغانستان هم‌اکنون در بسیاری از کشورها سربازان مکلف به تراشیدن ریش خود هستند.

امروزه برخی از ارتش‌های جهان، قوانین خاصی برای ریش نیروی انسانی خود دارند. جنگجویانی که در معرض اتش ناشی از سلاح‌های خود هستند، اغلب از داشتن ریش منع می‌شوند. پیلوت‌ها، از دیگر گروه‌هایی هستند، که با ممنوعیت داشتن ریش مواجه می باشند. همچنین داشتن ریش در برخی ورزش‌ها مانند بوکس و کشتی، دارای محدودیت است.

بروت انقلابی در نظام‌های پس از داوود خان

وقتی نورمحمد ترکی در افغانستان به قدرت رسید، کارمندان بلند رتبه دولتی برای نشان دادن تمایل به او "بروت" نگه می‌داشتند.

وقتی نورمحمد ترکی در افغانستان به قدرت رسید، کارمندان بلند رتبه دولتی برای نشان دادن تمایل به او “بروت” نگه می‌داشتند.

در افغانستان معاصر بروت‌های سیاسی برای اولین بار در هفتم ماه ثور ۱۳۵۷ با به قدرت رسیدن نورمحمد ترکی ظاهر شد و در آن بروت به یکی از تجملات ساده مردانه تبدیل شد. نورمحمد ترکی از کسانی بود که به بروت علاقه فراوانی داشت، اما در آن  دوران  بروت اجباری نبود، حتا اعضای حکومت مجبور به داشتن بروت نبودند. آنچه که اهمیت بروت را در سیاست و زندگی بالا برد و آن را در اجتماع ترویج کرد، دلالت های سیاسی و اجتماعی آن بود.

تراشیدن ریش در نظام تحت حمایت شوروی سابق یک کار عادی بود و در برخی از اداره های دولتی یک روند اجباری و یا دستکم یک عُرف جدی بود.

عده‌ای می‌گویند احتمال این وجود دارد که رواج بروت در این زمان متاثر از حزب توده ایران باشد، حزبی که اکثر اعضای برجسته آن بروتی بودند، از نورالدین کیانوری گرفته تا جلال آل احمد. اما اعضای حزب خلق به این عقیده‌اند که بروت های کلان‌شان از جایی نیامده است و ریشه در فرهنگ پشتون‌های مشرقی دارد که بروت گذاشتن در میان برخی از قبایل آن‌ها تا حدودی رایج است.

ریش در افغانستان “دهه هفتاد”

در سال ۱۳۷۱ وقتی حکومت کمونیستی افغانستان سقوط کرد، بروت نیز معنا و مقام اش را از دست داد. ولی بسیار زود به جای آن، ریش های بلند در صحنه‌ی سیاسی کشور ظاهر شد. طوری که در حکومت مجاهدین، مردم با اندازه ریش‌های خود مواضع سیاسی و مذهبی خود را ابراز می کردند. سیطره‌ی ریش، تا پایان حکومت طالبان در سال ۱۳۸۰ ادامه یافت.

حکومت مجاهدین ریش را از یک امر صرفاً فرهنگی و مذهبی به یک نماد سیاسی بدل کردند. مجاهدینی که در سال ۱۳۷۱ وارد کابل شدند همه مردان ریش بلند روستایی بودند. با پیروزی مجاهدین که آن را «انقلاب اسلامی» می نامیدند، حکومتی‌های سابق مورد پی‌گرد قرار می‌گرفتند و از همین رو بروت یک شبه به علامت بدبختی بدل شد.

بروت های بزرگ از سطح شهر گم شد و مردم به گذاشتن ریش شروع کردند. پرتو نادری شاعر افغان که خود آن روزها در کابل بود، در این باره نوشته است: «ریش گذرنامه‌ای بااعتبار بود که می‌توانست تو را در صدر بنشاند.»

البته ریش سربازان مجاهد قابل درک بود، چون به عنوان چریکهای جنگجو تمام روز در کوه ها و دره ها بودند و امکانات و وقت لازم را برای اصلاح سر و صورت نداشتند.  ولی مهمتر از این مساله، وجیبه ی دینی یک مجاهد بود که ریش بگذارد.

رهبران مجاهدین بدون استثنا ریش می گذاشتند، حتا جنرال دوستم جنرال دوستم، افسر نظام پیش از مجاهدین که بعدا با مجاهدین همکار شد.

ریش، امر بدیهی در زمان طالبان

 در یکی از این توبه نامه‌های زمان طالبان آمده‎است: «علی ولد محمد اسلم به حضور ۳ نفر اقرار می‌کند که در آینده توبه کشیدم و به ریش خود غرض ندارم

در یکی از این توبه نامه‌های زمان طالبان آمده‎است: «علی ولد محمد اسلم به حضور ۳ نفر اقرار می‌کند که در آینده توبه کشیدم و به ریش خود غرض ندارم

زمانی طالبان که در سال ۱۹۹۶ قدرت را به دست گرفتند فرمانی وجود دارد که مردم را از تراشیدن ریش و گذاشتن «بروت های کلان» برحذر می دارد. برخلاف دوران کمونیستی و مجاهدین که ریش و بروت به صورت ناخودآگاه دلالت‌های سیاسی به خود اختیار کرده بود، در زمان حکومت طالبان ریش یک یونیفورم ملی بود که باید همه به دلایل مذهبی می داشتند.

ظاهراً سندی وجود ندارد که نشان دهد دولت مجاهدین رسماً بروت را ممنوع کرده باشد، ولی از زمان طالبان که در سال ۱۹۹۶ قدرت را به دست گرفتند فرمانی وجود دارد که مردم را از تراشیدن ریش و گذاشتن «بروت های کلان» برحذر می دارد. برخلاف دوران کمونیستی و مجاهدین که ریش و بروت به صورت ناخودآگاه دلالت های سیاسی به خود اختیار کرده بود، در زمان حکومت طالبان ریش یک یونیفورم ملی بود که باید همه به دلایل مذهبی می پوشیدند.

طالبان اگر کسی را با ریش تراشیده می گرفت، آنقدر در زندان نگه‌میداشت تا ریش‌اش به اندازه یی که در یک مشت جای شود رشد کند.  البته اگر کسی بهانه می آورد که از ایران رد مرز شده است از او توبه نامه می‌گرفتند. در یکی از این توبه نامه‌ها از جمله آمده است: «علی ولد محمد اسلم به حضور ۳ نفر اقرار می‌کند که در آینده توبه کشیدم و به ریش خود غرض ندارم.»

فرمان ملا محمد عمر رهبر طالبان در مورد ریش در افغانستان:

از آنجائیکه در افغانستان گناه کبیره آشکار ریش تراشیدن و ریش قطع کردن صورت می‌گیرد در حالیکه ما اختیار کامل داریم، فتوای فتاوای عالمگیری است که هر کسیکه اختیار دارد دفع منکر بالایش واجب می‌گردد. بدین لحاظ آرزومندیم هر ولسوال در ولسوالی خویش و والی در ولایت جلسه‌های بزرگ دایر نمایند و به تمام مسلمانان به طوری جدی اعلان نمایند که هرگاه در آینده کسی ریش خویش را تراش و یا کوتاه نماید ما آنرا بندی می‌کنیم، باز حق شکایت را ندارند. یکماه وقت برایشان بدهید. بمجرد تکمیل تاریخ جزأهای کوچک برایشان داده شود. انشأالله نودوپنج فیصد اشخاص اصلاح خواهند شد.

ریش و بروت و مد در افغانستان

فرهاد دریا خواننده مشهور افغانستان با چهره‌ای تازه و ریش بلند

فرهاد دریا خواننده مشهور افغانستان با چهره‌ای تازه و ریش بلند

در شهرهای مختلف افغانستان افراد زیادی را می‌توان یافت که ریش و یا بروت را جهت مد و به‌خاطر جلب توجه دیگران نگه‌داشته‌اند.

به گونه مثال فرهاد دریا خواننده مشهور افغانستان این‌روزها چهره و ظاهری تازه برای خود انتخاب کرده‌است. فرهاد دریا با ریشی نسبتا دراز در چندین برنامه موسیقی شرکت کرده است.

اقای دریا در یکی از واکنش‌ها به چهره جدید خود نوشته است:  “افغانستان در طول سده ها توسط گروه هاى مختلف مورد تاراج و ستم قرار گرفته است. هر گروه پس از رخصت شدن از صحنه ى سیاسى و حکومت دارى، با یکى از پدیده ها در ذهن و خاطر ملت باقى مانده است. یکى با زبان، دیگرى با قوم، این یکى با آیدیالوژى و آن دیگر با تفنگ، کسى با کلاه و کسى هم با ریش در یاد ما و تاریخ ما باقى مانده است. حالا اگر به افتخار هرگروه، یکى از این پدیده ها را از زندگى خود خط بزنیم و مفت و رایگان به دیگران ببخشیم ، فکر نمى کنید یک روز زندگى ما تهى و خالى و بى معنى خواهد شد؟ “

آقای دریا گفته است: “مثلن همین ریش را در نظر بگیریم. این ریش مسکین از چه تیغ‌هاى که نگذشته است؟! یکى آن را “بِلِست” کرد تا کوتاهش را به زندان و درازش را به منصب برساند. یکى فرانسوى‌اش را گذاشت و دیگرى کمونیستى‌اش را، کسى آن را بالیوودى گذاشت و کسى هم هالیوودى، یکى ملایى آن را پرورش داد و دیگرى هیولایى آن را!

آقای دریا ادامه داده است: “به جاى آنکه ریش را از بیخ برافگنیم، فقط به خاطر بسپاریم که فرهاد دریا گفته است: “ریش تا ریش است!”

چنانکه درازى ریش به درازى عقل ربطى ندارد، کوتاهى آن نیز دلیل کوتاهى عقل ما نمى تواند باشد. پاکش نگهداریم و از آفات سیاسى و اجتماعى و آیدیالوژیکى و هیولایى نیز حفظش کنیم و بافرهنگ زندگى کنیم.

 

منابع:

مقاله‌ای از وبسایت جمهوری سکوت (ریش و بروت هفت و هشت ثور)

ویکی‌پدیای فارسی

صفحه فیس بو فرهاد دریا

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه