رفتن به بالا
  • دوشنبه - ۸ قوس ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۱
  • کد خبر : ۲۵۰۲
  • چاپ خبر : گفتگو با زوجی که پس از طی ۲۰ کشور به هرات رسیدند
از آرژانتین تا هرات

گفتگو با زوجی که پس از طی ۲۰ کشور به هرات رسیدند

چند روز پیش، در هرات با زن و شوهر آرژانتینی روبه‌رو شدم که دست‌کم یک‌سال پیش از خانه خود در […]

چند روز پیش، در هرات با زن و شوهر آرژانتینی روبه‌رو شدم که دست‌کم یک‌سال پیش از خانه خود در این کشور حرکت کرده و پس از طی ۲۰ کشور به افغانستان آمدند.
اریک لانکن و آشو سانتانا، در آخرین روزها پس از طی‌کردن کشورهایی چون مالیزیا، سنگاپور، قزاقستان، هند، بوتان، تایلند، کمبودیا، میانمار، سریلانکا، پاکستان، چین، تاجیکستان و ازبکستان ابتدا وارد شهر مزار شریف شده و از آن‌جا به کابل و از کابل به هرات آمدند تا از هرات پس از چند روز اقامت به ایران بروند.
مسافرتی جالب که تا این لحظه آن‌ها ۱۲۲۶ دالر امریکایی خرج کرده‌اند، چیزی که شاید دست‌کم برای یک شب مسافرت به بسیاری از این کشورها کافی نباشد، این‌که چگونه چنین چیزی ممکن است در ادامه این بحث به آن خواهیم پرداخت.
از اریک، در ابتدا پرسیدم که پس از سفر به این همه کشورها، کدام کشور را زیاد پسندیدی؟ همین سوال را نیز از آشو هم پرسیدم، هر دو با هم در مورد افغانستان هم‌نظر بودند یعنی آشور و اریک از میان ۲۰ کشوری که سفر کرده بودند، افغانستان برای‌شان دیدنی‌تر بوده اما در مورد دومین کشور با یکدیگر هم‌نظر نبودند، اریک می‌گفت: بوتان برایش جالب بوده اما برای آشو هندوستان.

چگونه ۲۵ کشور را با ۱۲۲۶ دالر طی کردند؟

اریک و آشو در کابل

اریک و آشو در کابل

این طبیعتا برای همه سوال جالبی است، واقعا چگونه می‌توان یک سال مسافرت کرد؟ ۲۵ کشور را رفت، سه وعده غذا خورد، شب‌ها و روزها آن‌جا بود و در نهایت با چنین هزینه‌ای دور دنیا را گشت؟
تقریبا در نخست این غیر ممکن به نظر می‌رسد، اما اریک و آشو از طریق یک وبسایت که ترویج‌دهنده سفر مجانی به دور جهان است تا اکنون موفق شدند با این هزینه مسافرت کنند. این دو زوج ابتدا دو سال کار کردند تا مخارج سفر خود را آماده کنند. روزی که آقای اریک به بانو آشو پیشنهاد این سفرها را داد، آشو نیز برایش جالب بود و غیر ممکن.
بر اساس این سیستم، وقتی یک عضو سایت به کشوری سفر می‌کند باید عضو دیگر سایت، او را چند شبی میهمان کند و میهمان در سایت به میزبان امتیاز می‌دهد و این باعث می‌شود میزبان نیز در آینده اگر سفری پیش رو داشته باشد میهمان کسی دیگری شود و این امتیاز ملاک اصلی اعتماد بین اعضای سایت است.
آن‌ها هیچ‌گاه در این یک‌سال به هوتلی نرفتند، به هیچ تاکسی سوار نشدند و حتا اگر در شهری که یک عضو سایت نبود، آن‌ها شب را میان خیمه در کنار پارک و یا خیابان خوابیدند. اما اریک و آشو به این هم بسنده نکردند، آ‌ن‌ها برای این‌که به مشکل اقتصادی برنخورند، حتا در برخی از کشورها گل فروختند و کاسبی کردند تا بخشی از مخارج خود را تامین کرده بتوانند.
به گونه مثال آن‌ها وقتی از ازبکستان به بلخ رسیدند، کسی را نمی‌شناختند و به یک انستیتیوت علوم رفتند و شب‌ها آن‌جا ماندند و در بدل ماندن خود در این شهر به شاگردان این انستیتیوت آنگلیسی آموزش دادند.

چرا سفر به افغانستان؟

اریک و آشو در بلخ

اریک و آشو در بلخ

اریک می‌گوید هر جا می‌رود، هدفش آشنایی با مردم و فرهنگ آن‌جاست. قرار است او و آشو به‌زودی کتابی بنویسند که فرهنگ‌های مختلف را تعریف می‌کند و یا دست‌کم دیدگاه‌شان را در مورد فرهنگ‌های مختلف ارایه می‌کند. اریک می‌گوید: «وقتی در بیرون از افغانستان نام افغانستان و سفر به این کشور را ببریم، این یک تابوی وحشتناک است ولی ما کشورها را از روی رسانه‌ها قضاوت نمی‌کنیم. ما معتقدیم که سیاست منجر شده تا از کشورها تصاویر گوناگونی در رسانه‌ها منتشر شود و ما وقتی به افغانستان آمدیم، این‎‌جا برای ما بهشت فرهنگ‌ها بود. سرزمینی پر از دیدنی‌ها که انسان را محصور خود می‌کند. جایی‌که حالا معتقدیم، این‌جا لذت‌بخش‌ترین بخش سفرمان بوده است.»
اریک می‌گوید: «فلسفه‌مان این‌است که ما به مردم جهان باید اعتماد کنیم نه به تصویری که رسانه‌ها از کشورها می‌دهند. اگر منابع تصمیم‌گیری ما رسانه‌ها می‌بودند، هرگز به افغانستان نمی‌آمدیم.»
به گفته اریک، او باز هم در استانه سفر به افغانستان، کم و بیش از این کشور می‌ترسید، گمان می‌کرد افغانستان کشوری است که با مردمش نمی‌شود حرف زد. او می‌گوید وقتی در افغانستان از کسی تقاضا می‌کنم بیا با هم عکس بگیریم، در هیچ‌جای دنیا با چنین احساسات گرمی مواجه نمی‌شویم.
اریک از مهربانی مردم بلخ و هرات و کابل می‌گوید از این‌که تا اکنون به هیچ مشکلی در این افغانستان برنخورده‌اند و از این‌که که پس از بازگشت به آرژانتین، اگر قرار باشد روزی دوباره به تماشای کشوری برگردد، آن کشور، جای دیگری جز افغانستان نخواهد بود. اریک می‌گوید: «انسان‌ها از ناشناخته‌ها همیشه می‌ترسند، اما ما افغانستان را شناختیم و مردم خون‌گرمش را و دیگر هیچ ترسی نداریم.»
با این‌همه اریک و همسرش هنوز جراات رفتن به ولایت‌هایی چون هلمند و چند ولایت دیگر ناامن کشور را ندارند، زیرا به‌خوبی می‌دانند که شاید بازگشت به آرژانتین در این‌صورت برای‌شان رویایی باشد، دست نیافتنی.
اریک معتقد است که بوتان پس از افغانستان از جذابیت در خور تحسینی برخوردار بوده است. همسرش هند را می‌پسندد – هر دو معتقداند که تکنولوژی‌زدگی در بسیاری از کشورها، لذت زندگی را از بین برده – اما کشورهایی مانند افغانستان و بوتان از این لحاظ هنوز بکر به شمار می‌آیند. اریک می‌گوید وجدان عمومی در مورد افغانستان را بیدار خواهد کرد و حتا چین و پاکستان که دست‌کم مردم بدی نداشتند. تنها کشوری که پولیس آن اریک را با طلب کردن پول آزار داده از میان این ۲۰ کشور، تاجیکستان است.

پس از افغانستان

اریک و آشو، این هفته افغانستان را ترک کردند و به ایران رفتند، اما به گفته خودشان این‌جا در افغانستان گویا مانند اینکه چیزی را جا بگذارند، دل‌شان همیشه با افغانستان خواهد بود. اریک می‌‎گوید وقتی به هر کشوری سفر می‌کند، سخت‌ترین بخش کار خداحافظی با آدم‌هایی‌ است که در آن‌جا آشنا می‌شوند، مثل دوستی که در پاکستان داشته و موقع خداحافظی گریه می‌کرد.
افغانستان تنها کشور جنگ‌زده‌ای نیست که اریک و همسرش سفر می‌کنند، مقصد بعدی آن‌ها پس از ایران، عراق است و مقصد آخر فلسطین.
فلسطین پایان این سفر خواهد بود و پس از برگشت به آرژانتین، کتاب خاطرات اریک و آشو از این کشورها منتشر خواهد شد.

گزارش از: وحید پیمان

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه