رفتن به بالا
  • شنبه - ۱۳ قوس ۱۳۹۵ - ۲۰:۳۴
  • کد خبر : ۲۵۴۰
  • چاپ خبر : بغزار یا بذار؟ هر دو فرزندان “بگذار” اند.
ارغنون:

بغزار یا بذار؟ هر دو فرزندان “بگذار” اند.

تمام واژه‎های که در زبان رسمی و نوشتاری حضور دارند، در نثر شکسته و محاوره‎یی نیز فرزندان یا فرزندخواندگانی دارند. […]

تمام واژه‎های که در زبان رسمی و نوشتاری حضور دارند، در نثر شکسته و محاوره‎یی نیز فرزندان یا فرزندخواندگانی دارند. فارسی از آن دسته زبان‎های زندۀ جهان است که گفتار و نوشتار آن با هم فاصله‎ای زیاد دارد. این زبانِ زنده از نعمت تنوع لهجه نیز برخوردار است.

به نظر نگارنده، این تنوع لهجه از وجوه عظمت زبان فارسی است. این لهجه ها زیبا استند. این زیبایی‎ها باید حفظ شوند. تسلط یک لهجه‎ای معین بر دیگر لهجه‎ها، چیزی از ثروت همگانی این زبان می‎کاهد.

حالا فیسبوک، این گنجینه را تهدید می‎کند و مثل خوره، به تدریج از فربهی این ثروت عظیم می‎کاهد. شماری از افغانهای که در همسایگی با ایران سکونت دارند – خواسته یا ناخواسته – به ترویج و تسلط یک لهجه (شاید لهجه‎ای تهرانی) کمک می‎کنند.

برای یک هراتی که دوست دارد با زبان محاوره‎یی بنویسد تا هم خودمانی‎تر نوشته و هم قدمی برای حفظ و ماندگاری لهجه‎اش برداشته باشد، این انتخاب بسیار مهم است:

بغزار= ( بذار)

ته‎یو= (توی=توش)

میایه=(میاد) و …

گرایش و رو آوردن به لهجه‎های دیگر می‎تواند علل متعدد و انگیزه‎های متفاوت داشته باشد؛ ولی من فکر میکنم، تصور اینکه فلان لهجه زیباتر و یا شیک‎تر (و به قول ایرانیان با کلاس‎تر) است بر گزینش واژگان زبان گفتاری ما اثرگذار است.

یکی دیگر از علل جاافتادن سریع برخی از لهجه‎ها، سهولت‎های ذاتی آنهاست. شاید گفتن”بذار” آسانتر از “بغزار” باشد، لیکن خوب است که به مثابۀ یک قاعده، اهمیت حضور لهجه های متعدد در درون یک زبان را در نظر داشته باشیم.

رسالت زبانی ما حکم می‎کند که “بغزار” را – حتی اگر به فرض محال- زیبا هم نباشد، نغزاریم (نگذاریم) که ناپدید شود.

البته که این تبصره ربطی به غایلۀ دانشگاه و پوهنتون ندارد. دانشگاه واژه‎ی فارسی و زیبا است که در نثر نوشتاری و رسمی در سراسر جغرافیای فارسی زبان، بی چون و چرا قابل استفاده است. این حکم در مورد تمام واژه‎های که در زبان رسمی به کار برده می‎شوند صدق می‎کند. مهم این است که ما در زبان گفتاری خود مراقب رنگ و مزۀ خاص لهجۀ خود باشیم و نگذاریم که از دست برود.

برخی از شاعران متقدم – در عصری که تا آن دم صنعت چاپ هم وارد کشور ما نشده بود – به این امر مهم توجه داشتند. مولانا سید میر که از شاعران خوش قریحه‎ی هرات بود، مصراعی از این بیت زیبای طالب آملی را:

به حشر تن به جحیم افکنم نخستین گام

دل و دماغ رسن‎بازی صراطم نیست

در این بیت تضمین کرده:

دل و دماغ رسن‎بازی صراطم نیست

مرا بگیر و تَرَپست در بهشت انداز

تَرَپست در این مصراع بسیار خوش نشسته. شاعر، جدا از اینکه طنز بیشتر در بیت چاشنی کرده، قدمی هم در راه نگهداشت واژگان زبان گفتاری برداشته.

مراقب زبان و لهجه باشید. خودکمتربینی را کنار بگذارید. شاید هیچ ایرانی ننویسد: بغزار! نباید هم بنویسد. همه باید مراقب ثروت خود باشند. چنین موضعی نباید حمل بر تعصب شود. تمام لهجه‎ها زیبا استند. بنابر این، تمام لهجه‎ها باید حفظ شوند.

(ارغنون)

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه