رفتن به بالا
  • شنبه - ۲۰ قوس ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۴
  • کد خبر : ۲۶۲۷
  • چاپ خبر : تقدیم به تشنه‌کامان مهربانی
عبدالقدیر صالحی:

تقدیم به تشنه‌کامان مهربانی

واژه‌های در قاموس زندگی بشر است که با شنیدن آن‌ها، روان انسان آرام و جان احساس قوت و نیرومندی بیشتری […]

واژه‌های در قاموس زندگی بشر است که با شنیدن آن‌ها، روان انسان آرام و جان احساس قوت و نیرومندی بیشتری می کند، انسان وقتی سخن از مهربانی و مهرورزی می زند، آرامش عجیبی برایش دست می‌دهد؛ اما اگر مورد مهربانی و مهرورزی قرار بگیرد، مانند درخت زمستان زده‌ای که از باران بهاری تازه و خرم می‌گردد، شادابی و سرزندگی سراسر زندگی اش را فرا می‌گیرد، آنگاه می‌شود همان موجود مفید، رسالت‌مند و پرتلاشی که خدا می‌خواسته است.

جهان آشفته و پژمرده‌ای امروز که در طول و عرض خود بساط درد و رنج پهن کرده و هرلحظه و هر نفَس ما را از دردی به رنجی و از بلایی به مصیبتی گرفتار می‌سازد، در یک سخن دچار کمبود «مهر» شده است. «گمشده‌ی امروز بشر فقط مهر است و مهر ورزی،» امرز همه انسان‌های زنده در پهنای گیتی تشنه­کام مهربانی و محبت‌اند، بخاطر همین است که فضای زندگی‌مان را حدیث جنگ پوشانده و سرخط و تیتر همه خبرهای جهان، حکایت از آتش و دود و باروت دارد، امروز هم همان حکایت زنده به گور کردن گذشته است، با شیوه ها و شگردهای متفاوت؛ اما شدیدتر وحشتناک‌تر از هر زمانی در تاریخ بشر؛ انسان امروز سخت نیازمند ندای آرام‌بخش و مهرگستر « و ما ارسلناک الّا رحمه للعالمین» است!

این ندای شکوهمند آسمانی، مهرورزی و محبت را که از آن به «رحمت» تعبیر شده است، مفهوم خاص و شکوه و عظمتی دیگری بخشیده است. برای نخستین بار در تاریخ بشریت با چنین روشنی و صراحتی پروردگار بزرگ، رسالت یک پیامبر والامقام خویش را با تعبیر «الا رحمه للعالمین» منحصر به گسترش مهرورزی و رحمت اعلام می‌دارد!

این پیوند میان رسالت آسمانی و مهر گستری که از جانب خدا تجویز شده است، در وجود و عملکرد محبوب مان محمد صلی الله علیه وسلم حقیقت عینی و تجسم عملی یافته و همان گونه که این پیام رحمت و مهر ورزی(و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین)  منحصر به فرد است، شخصیت و گیرنده این پیام نیز در تمام صفات کمال و اخلاق والای انسانی یگانه فردی است که این رسالت را نه تنها به انجام رساند؛ بلکه جهان آشفته از جنگ و دشمنی، را از ورطه­ی سقوط در منجلاب خشونت و مهر ستیزی نجات بخشید و در پرتو اخلاق نیک خویش، که خدا برعظمت آن صحه می گذارد(وانّک لعلی خلقٍ عظیم)، بر آوار های توحش و زنده به گور کردن، پرچم تمدن و اندیشه و خرد برافراشت. نکته قابل تامل هم همین جاست که آنچه امروز بنام تمدن اسلامی می شناسیم، چگونه در بادیه و جغرافیای به اوج رسیده در جاهلیت و توحش شکل گرفت؟! از انسان های غرق دریای خون و دشمنی، چطور شخصیت های جاویدان و تاریخ ساز و مدنیت گستر ساخت؟! این قبایل از هم گسسته و تشنه به خون هم، چگونه کنار هم جمع شده ملت شدند؟!

آری! راز این تحول بزرگ، فقط و فقط در مهرورزی و احترام به انسانیت است، که قرآن این گونه تعبیر می کند: ( ‏فَبِمَا رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ …‏) {آل عمران /۱۵۹} »‏ از پرتو رحمت الهی است که تو با آنان ( سرکشان ) نرمش نمودی . و اگر درشت­خوی و سنگ‌دل بودی از پیرامون تو پراکنده می‌شدند . پس از آنان درگذر و برای­شان طلب آمرزش نما و در کارها با آنان مشورت و رایزنی کن.»

این آیه نرمش و مهربانی را رحمت الهی می خواند، دوری از درشت­خویی و سنگ دلی را یگانه رمز گرد آمدن انسان ها پیرامون صاحب رسالت قلمداد می کند، و برای پیامبر «ص»  یک رمز جاویدانه می گشاید و آن اینکه «سنگدلی و تند خویی انسان را تنها می سازد،» سپس از پیامبر«ص» می خواهد که از اشتباهات سرکشان در گذرد، از خدا هم برای شان طلب بخشش کند و به شخصیت شان احترام گذاشته در امور با ایشان مشورت نماید.

سپس در اخیر آیه می گوید که در چنین حالتی که همه دلها را با خدا آشتی دادی زمان تصمیم است (فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ‏) « و هنگامی که تصمیم به انجام کاری گرفتی بر خدا توکّل کن‌؛ چرا که خدا توکّل‌کنندگان را دوست می‌دارد .»

تمام تصمیم های تمدن ساز پیامبر «ص» بعد از نقش آفرینی‌های مهرورزی و محبت و احترام به شخصیت انسان، آغاز شده و آن جناب با چنین رویکرد قرآنی و با سلاح مهرورزی توحش را به تمدن بدل کردند. با محبت دلها را پیروامون رسالت آسمانی جمع و انسانیت گریخته از خویش را با خدایش آشتی دادند، و روح و روان انسان را با ایمان و عشق به خدا و مهرورزی با خلق خدا آبادان فرمودند.

جهان امروز هم اگر قرار باشد از این آشفته­گی و التهاب نجات پیدا کند فقط با همین مهر و رحمت است. با تاریکی، نمی توان به نبرد تاریکی رفت، روز با طلوع آفتاب روز می شود، و با نفرت نمی توان در دلها مهر کاشت و محبت آفرید؛ بلکه تنها عشق و محبت و مهر ورزی است که می تواند دنیای ما را سبز و خرم از دوستی و همدلی سازد.

 

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه