رفتن به بالا
  • سه شنبه - ۲۳ قوس ۱۳۹۵ - ۱۵:۴۱
  • کد خبر : ۲۶۷۶
  • چاپ خبر : نگاهی به مثنوی فریدون و زهره
محقق عبدالغنی نیک‌سیر:

نگاهی به مثنوی فریدون و زهره

در چندین دهه گذشته، تعداد زیاد سخنوران وشاعران و تاریخ‌پژوهان شیفته فرهنگ‌ وهنرهرات در گذشته‌اند که در این میان استاد […]

در چندین دهه گذشته، تعداد زیاد سخنوران وشاعران و تاریخ‌پژوهان شیفته فرهنگ‌ وهنرهرات در گذشته‌اند که در این میان استاد عبدالرووف فکری سلجوقی با قدی رسا و اندیشه‌ای بلند، همواره دیده‌بان مفاخر تاریخی این مرز و بوم بوده‎‌است.

از وی درین اواخر به همت فرزند برومندش استاد ارشد بهزاد هروی، که خود هنرمندی کمال دیده و میناتوریستی چیره دست است، اثری بنام «فریدون وزهره» خطاطی و تذهیب شده و در آلمان توسط «کتاب‌سرای هامبورگ» انتشار یافته است.

استاد بهزاد درباره این کتاب می‌نویسد: «مثنوی فریدون و زهره» از داستان‌های عشقی نغز و آب‌دار باستانی کشور ماست و از آثار منظوم ناب دری می‌باشد که برخی از چکامه‌های آن به‌صورت پراکنده در جراید و مجلات کشور به چاپ رسیده …»

آن‌گونه که استاد بهزاد در خطاطی و تذهیب و صفحه‌آرایی و چاپ این اثر مقبول همت گماشته، فرزند دیگر استاد فکری، مرحوم محمد حسین وفا سلجوقی، که الحق خطاطی هفت قلمی و از شاگردان شایسته و بایسته استاد محمدعلی عطار بود و در تاریخ و هنر و ادبیات این خطه دستی بارز داشت، از نگاه متن و تکمیل ابیات این مثنوی، کوشش به‌جا نموده ودرین مورد چنین می‌نگارد:

« هنگامیکه پانزدهمین سالگرد یادبود مرگ پدرم به ابتکار اکادمی علوم وبه همت دوستداران ادب کشور برگزار گردید ، اراده براین شد که تا برخی از کارها و نوشتارهایش به‌دست چاپ سپرده شود، لذا عده‌ای از دوستان دانشمندم…براین رای بودند که این نامه ناانجام شده چاپ شود. درین راه مرا تشویق نمودند تا کار این سروده را به پایان برسانم…من هم بیاری خداوند متعال (ج) و تشویق ایشان به‌کار آغاز نمودم و در زمانی بیش از یک‌ونیم ماه آن را به انجام رسانیدم. با آن‌که ازچگونگی یکسرداستان مرا آگاهی نبود، به‌رهنمایی آن‎چه موجود بود، پابه‌پای اندیشه پدر پا گذاشتم وبا سرودن فردها و تک فردها، آن‌را به‎هم پیوست دادم، بدین‌گونه که: (روی آوردن فریدون به هامون، تاریخ‌نامه هوما، برگشتن کاروان برزو به نیشابور، بی‌قراری فریدون از دوری زهره، نامه زهره به فریدون، پاسخ فریدون به نامه زهره، مرگ برزو وزار شدن کار زهره، نیامدن نامه از زهره و نامه نوشتن فریدون به زهره، رفتن فریدون به نیشابور ونومید برگشتن) را من سروده و به آن پیوستم تا پراکندگی آن کنار رود. به این ترتیب از ۲۰۲۰ بیت این سروده ۳۱۳ بیت آن‌را من سروده ام.»

آن‌گونه که من به‌خاطر دارم و بسیاری وقت‌ها در لحظه‌های نگارش آثار سترگ استاد فکری شاهد بوده‌ام،او زیاد دغدغه‌ی خاطر نشان می‌داد، تا نبشته‌هایش عاری از لغات بی‌گانه بوده و تا جای ممکن کلمات و اصطلاحات خراسانی وبیشتر اوستایی برگرفته از متون قدیم را به‌کار بندد، به‌ویژه در اشعار و منظومه‌های ادبی، غنایی و تاریخی‌اش مانند مثنوی فریدون و زهره.

اگراز نگاه شکلی این اثر را بنگریم، دارای  ۱۳۰صفحه بوده و دارای امتیازات خاص خود است، زیرا در ختم مثنوی و آخر کتاب توسط حسین وفا سلجوقی، تمام واژه‌های که ریشه پهلوی واوستایی داشتند ویا معانی آن‌ها دور از ذهن بوده، تشریح گردیده وبر سهولت دریافت معانی بیت‌ها و مضامین حکایات افزده است.

برعلاوه کار خوب دیگری که توسط وی درین مثنوی انجام گردیده، ارایه و یادآوری مآخذی است که در شرح واژه‌های این سروده از آن‌ها استفاده شده وبرای کسانی‌که درزمینه شناخت ادبیات پهلوی باید کاری کنند، ممد با ثمری خواهد بود.

برجستگی دیگر این اثر از نگاه هنری و سیمای ذوقی آن این‌ست که استاد ارشد بهزاد، برعلاوه این‌که در چاپ زیبا و ساده آن همت گماشته، در پانزده مورد سرصفحه‌یی‌های را با تذهیب طلاکاری و رنگ‌های لاجوردی مزین ساخته و کتاب را ارزش هنری بخشیده است.

همچنان تمثال جوانی استاد فکری هم به قلم این هنرمند میناتوریست، در صفحه بعد از پشتی، مورد خاص خودرا دارد که معرف چیره‌دستی این نقاش ورزیده است.

نکات برجسته و مضامین تاریخی و حتی رزمی که درین مثنوی آیینه‌داری می‌کند، بسیاری اوقات در داخل حکایات و افسانه‌ها آذین یافته و در بسیاری موارد، مانند مثنوی معنوی، این حکایت‌های به‌هم پیوسته، جان در قالب یک‌دیگر هستند، بدین معنی که مضمون هر حکایت با درون‌مایه‌ی دیگری پیوند می‌خورد.

از بین سی‌ویک داستان و عناوینی که درین مثنوی به نظر می‌خورد، بسیاری صبغه‎ی تاریخی دارند که بیشتر جنبه اساطیری داشته وهرات و بناهای تاریخی آن‌را قبل از ظهور دین مبین اسلام نشان می‌دهند، مانند بنای پل ‌مالان بالای هری‌رود، تاریخ‌نامه نوروز و پیدایش شراب، تاریخ‌نامه هوما، شمیران و دلتنگی زهره، اول بنای شمیران در هرات، تاریخ‌نامه اسپرغم، ظهور مانی و برهم خوردن اوضاع کشور، مرگ شاهنشاه شاه‌پور، رفتن فریدون به نیشابور و نومید برگشتن، رفتن فریدون به آتش‌گاه برزین که ازین همه می‌توان نکات ارزنده‌یی در زمینه دریافت نخستین سنگ بنای هرات به‌دست آورد.

بخش دیگر مضامین این مثنوی را دوران نوباوه‌گی و کودکی فریدون و بازی وی با هم‌سلکان و مکتب رفتن و کستی (بند سفید وباریک وبلند که از هفتادودو نخ پشم سفید گوسفند بافته می‌شده و هر فرد زردشتی از سن هفت تا پانزده سالگی به کمر می بسته است.) بستن فریدون، خوابدیدن فریدون زهره را و آمدن کاروان زهره ودیدن فریدون او را و دلبستن به‌وی و بی‌قراری‌اش از دوری زهره و نامه نوشتن‌های هر دو به هم و باالاخره رفتن فریدون به آتش‌گاه برزین و دست از جهان شستن و بر خاکسترغم نشستن وی تشکیل می‌دهد.

در واقعیت امر مثنوی زهره و فریدون غم‌نامه‌ایست که همانند مضامین دیگر مثنوی‌های سروده شده در ادبیات فارسی دری، پایان غم‌انگیز داشته و بُعد عاطفی آن بیشتر مطمح نظر بوده است.

ولی نباید نا گفته گذاشت که شاخصه این اثر و محور اصلی آن بر روی فرهنگ کهن و جغرافیای تاریخی آریانا وخراسان قدیم می‌چرخد.

باید گفت استاد فکری با چیره دستی و با مطالعات بالا و اندوخته‌های گران‌سنگ خود در زمینه متون قدیم، چنین مثنوی دل‌انگیز و در عین حال با کیفیتی را از نگاه ابعاد تاریخی و عاشقانه سروده‌است.

از نگاه چوکات شعری، این منظومه بر وزن مثنوی یوسف زلیخای مولانا عبدالرحمان جامی سروده شده و بر روی داستانی افسانه‌ای بدین‌گونه استوار گردیده است که:

برزو، موبد آتشکده مالان، به حسرت داشتن فرزند همیشه می‌سوزد و برای رسیدن به این آرزو دست تمنا بسوی اهورا مزدا دراز می‌کند وتعهد می‌نماید که اگر خداوند برایش پسری عطا کند، برروی دریای هری‌رود پلی را اعمار نماید تا مردمان از این پل به‌راحتی عبور نمایند وبه آتش‌کده روند و نیایش نمایند.

خداوند به او پسری می‌دهد که نامش را فریدون می‌گذارد ولی یکی از اندیشمندان زمان پیش‌گویی می‌کند که چون این پسر بزرگ شود به عشق زیبا دختری گرفتار آید.

فریدون که بزرگ می‌شود، درآتش‌کده مالان شبی معشوق خیالش را بخواب می‌بیند وعاشق دلدار رویایی می‌گردد و دیوانه وار می‌خواهد تا روزی به‌دیدار یار نایل آید. تا اینکه زمانی می‌رسد که کاروان زیارتی پدر زهره از راه نیشابور فرا می‌رسد تا به نیایش آتش‌کده مالان برود. در آن‌جاست که فریدون زهره را می‌بیند و گمشده‌اش را می‌یابد.

زهره نیز به او تعلق خاطر پیدا می‌کند ولی در زمان جدایی و هجر بین‌شان نامه‌های زیاد رد و بدل می‌شود، چون زهره به دیار خود بر می‌گردد، فریدون طاقت نمی‌آورد و به دیار یار می‌شتابد که معشوق از وی رخ برمی‌تابد. گویا وضع بر منوال دیگریست، فریدون دل‌شکسته به آتش‌کده پناه می‌برد و ترک یار و دیار می‌کند.

همان‌گونه که گفتیم سرچشمه داستان فریدون وزهره روایات تاریخی است، که در پرداخت آن از کتاب‌های چون روضات‌الجنات فی اوصاف مدینه‌الهرات و نوروزنامه خیام و امثال آن‌ها استفاده شده و آن‌را وجهه تاریخی بخشیده است.

برای آشنایی بیشتر به سیمای شعری این مثنوی، چند بیتی از شروع آن‌را در این‌جا بگونه نمونه درج می‌کنیم:

 

   خـدایا برفروز آتـش به جــــــانم                به نور عشق روشـــن کن روانم

   بیفروز  آتشی در سیـنه ی مــــن               کزان آتش بسوزد استـــــخوانم

   بیفروز آتــش عشقی بجــــــانم               کزان آتش بسوزد استـــــخوانم

   مــــــنور کن دل دیــوانه ام را               بسوزان بال و پر  پروانـه ام را

   دلی کو آتـــش عشـــــقی ندارد               تنی کو درد گل چــهری ندارد

   نه باشد دل بود بـــار صـــنوبر              نه باشد تن که باشد نخل بی بر

   دلی ده تا که در سیـــنه بسوزد               چراغ عشق در عـــالم فروزد

   زبانی ده که توحـــید تــو گوید               ره توحید و تحمــــــید تو پوید

   نمیـــدانم چه یی پروردگـــارا؟               نهانی و عیــــان بینی تو مارا

   عیانی دردل و پنـــــهان زدیده               ترا دل دیده و دیــــــده نه دیده

    ترا هر قوم میخواند به نــامی               ترا هم هست ایشــان را پیامی

    عجم گوید ترا هرمزد ویزدان              عرب خـــواند ترا الله و یزدان

    به روز روشن وشبـهای تاریک          همی جـوید ترا تــــاتارو تاجــــیک

    نباشد هیچ جا جـــــای تو خالی           تــــرا زیبـــنده مــــــلک لایـــزلـی

    تویی در مزکت و دیر و کلیسا           به هر جایی تو از پنــــهان و پیـدا

    چراغ مســــجد و دیر برهـمن            به عالم ازیکی زیب است و روشن

 

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه