رفتن به بالا
  • یکشنبه - ۲۸ قوس ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۶
  • کد خبر : ۲۹۰۶
  • چاپ خبر : از استاد عطا تا جنرال دوستم، ریزش چهره‌ها به سود رییس‌جمهور
حبیب‌الرحمان پدرام:

از استاد عطا تا جنرال دوستم، ریزش چهره‌ها به سود رییس‌جمهور

این روزها ادعاهای احمد ایشچی بحث داغ رسانه‌ها و چیزفهم‌های سیاسی است! شبکه­ های اجتماعی سنگ تمام گذاشته‌اند و فیس‌بوکی‌ها، […]

این روزها ادعاهای احمد ایشچی بحث داغ رسانه‌ها و چیزفهم‌های سیاسی است! شبکه­ های اجتماعی سنگ تمام گذاشته‌اند و فیس‌بوکی‌ها، عریان‌تر به این ادعاها پرداخته‌اند. مردم عادی نیز از قافله عقب نمانده‌اند و تحلیل­ های خیابانی و کوچه‌بازاری داغِ داغ است.
من پیش از پرداختن به این موضوع، توجه‌تان را به مطلب دیگری معطوف می‌کنم. بگذارید با یک پرسش شروع کنم. چرا هر کس که در مقابل ارگ و بهتر بگویم آقای رییس‌جمهور ایستاده، یا حذف شده و یا هم به نوعی در حاشیه قرار گرفته­؟
از داکتر عبدالله گرفته تا معاونان آقای غنی، از نماینده‌ی ویژه‌اش آقای مسعود تا چهره‌های دیگری مثل داکتر صبا که از یاران نزدیک دوران انتخابات رییس‌جمهور بود…
در افغانستان و در حکومت به اصطلاح وحدت ملی دو تیم سیاسی به شدت مصروف بازی‌اند: اولی تیم ساکن در ارگ ریاست‌جمهوری به رهبری محمد اشرف غنی و دومی تیم قصر سپیدار به رهبری عبدالله عبدالله! اولی عمل‌گرا و دومی مانده در گِل، اولی تندرو و دومی میانه‌رو، اولی سیاست‌مدار و دومی دیپلمات!

ارگ و رییس‌جمهوری چگونه چهره‌های برجسته‌ی مخالف را به حاشیه رانده‌اند؟

داستان از همان آغاز حکومت وحدت ملی شروع شد! پیش از ایجاد کابینه، رییس‌جمهور با زیرکی تمام توافقی تاریخی از رییس اجرایی گرفت. توافق کردند که کابینه‌ی آقای کرزی را در حکومت مشترک‌شان تکرار نکنند. توافقی که حکایت از اراده‌ی آقای غنی در استفاده از چهره‌های نو داشت اما از روز اول معلوم بود که رییس‌جمهور ریگی در کفش دارد! با این توافق -که هیچ مبنای قانونی ندارد و عملن اجرا شد- چهره­ های بانفوذی مثل امیر اسماعیل‌خان، یونس قانونی، امرالله صالح، گل‌آقا شیرزی، بسم‌الله محمدی و… از ورود به کابینه بازماندند.
زیرکی رییس‌جمهور ادامه داشت و سپس توافق دیگری به میان آمد:
هیچ‌کس نمی‌تواند در ولایت خودش والی باشد!
توافقی مثل توافق اولی، بدون مبنای قانونی! اما معلوم بود کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است! با این توافق عملن چهره‌های قدرت‌مندی مثل امیر اسماعیل خان و عطامحمد نور و مدعیان احتمالی دیگر به حاشیه رانده می‌شدند که شدند!
امیراسماعیل خان که بر مبنای توافق اول از راه یافتن به کابینه بازمانده بود، این‌بار چشم به ولایت‌داری هرات دوخته بود. اما با توافق دوم نمی‌توانست این ادعا را مطرح کند. عطامحمد نور نیز دیگر نمی‌توانست هم‌چنان والی بلخ بماند. همان‌گونه که تا با گذشت دو و نیم‌سال هنوز به طور رسمی والی تعیین نشده.
برنامه‌ی به حاشیه‌راندن چهره‌های مطرح ادامه داشت.
سپس رییس­ جمهور با بی‌پروایی تمام به موافقت‌نامه‌ی حکومت وحدت ملی، عملن عبدالله عبدالله را از امورات جدی حکومت به حاشیه راند تا آن‌جا که چیزی جز قصری لوکس، تشریفات و کت‌و‌شلوارهای شیک برای عبدالله نماند و سر انجام صدای او را در آورد که خطاب به رییس‌جمهور گفت یا حق مرا بده و یا این‌که روی دیگر مرا خواهی دید! روی دیگری که هیچ‌گاه دیده نشد.

رییس اجرایی نیز بی‌تقصیر نیست!
داکتر عبدالله با تمام تجربه‌ای که دارد، ثابت کرده که نمی‌تواند یک رهبر باشد و از منافع مردمش دفاع کند. او از نوع پوشش گرفته تا شیوه‌ی برخورد و حتا صحبت کردنش نشان می‌دهد که یک دیپلمات است. یک دیپلمات خوش‌اخلاق و صبور که فقط دیپلماسی بلد است آن هم از نوع لبخندش!
او حتا زمانی که هشدار می‌دهد، صراحت و جدیت یک رهبر سیاسی را ندارد. هشدارهایی که البته “شعار” می­ماند…
داکتر عبدالله حتا نتوانسته رفتار خود را به شیوه‌ی یک رهبر تنظیم کند و با این‌که شریک پنجاه درصد قدرت، رییس اجرایی امروز و صدراعظمِ فرداست، هنوز در قامت یک وزیر خارجه ظاهر می‌شود! حتا در برخورد با رییس‌جمهور یک دیپلمات است! یک وزیر خارجه‌ی مودب و صبور!
و رییس‌جمهور او را خوب شناخته است.

بی‌کاری‌ معاون رییس‌جمهور و پرداختن به مسایل نظامی
رییس‌جمهور؛ معاونانش را نیز چندان محلی نداد آن‌طور که صدای معاون اولش آقای دوستم، چندین بار بلند شد که رییس‌جمهور چکاره است و اگر صلاحیتش را به او برنگرداند فلان می‌کند و بهمان!
آقای دوستم در تمام عمر حکومت وحدت ملی، به جای این‌که معاون اول رییس­ مملکت باشد، از بی‌کاری‌یی که ارگ برایش تدارک دیده، در نقش یک فرمانده‌ی نظامی ظاهر شده! فرمانده‌ای که کار چندانی هم از پیش نبرده.
قصه‌ی شرکای دیگر ارگ نیز بهتر از دوستم نیست! احمدضیا مسعود در زمان انتخابات با وعده‌ی پست ریاست اجرائیه، پازل قومی تیم آقای غنی را تکمیل نمود. غافل ازاین‌که حکومت، “وحدت ملی” می‌شود و پست او ارزانی آقای عبدالله! او اکنون با نام کشال و پر پیچ “نماینده‌ی فوق­ العاده‌ی رییس‌جمهور در امور اصلاحات و حکومت‌داری خوب” کاری جز برنامه‌های تشریفاتی و دیدارهای بی‌نتیجه ندارد! رییس جمهور با این پست کاملن تشریفاتی سرش را شیره مالیده و او را از متن به حاشیه رانده است. جای تعجب ندارد که آقای مسعود شمشیر زبان برکشد و به رییس‌جمهور حمله کند!
ارگ برای چهره‌های دیگر نیز برنامه داشت
صلاح‌الدین ربانی که به احترام پدر، رهبری موقت جمعیت را به او دادند و سپس وزارت خارجه را نیز به او سپردند، به اصطلاح کشتی‌گیران ما “زین­گی” شد! خبرهای غیررسمی حاکی از آن بود که رابطه‌ی او با رییس‌جمهور مطلوب نیست و گفت‌و­گوی آنان گاه به تقابل هم می­ کشد.
او که در حوزه‌ی کاری‌اش بیش‌تر به یک نماد تبدیل شده بود و سیاست خارجی و روابط خارجی کاملن به قبضه‌ی ریاست‌جمهوری در آمده بود، در برنامه‌ی استیضاح مجلس، ضربه‌ی فنی شد! هم سلب صلاحیت گردید و هم دوباره درهمان سمت از سوی رییس‌­جمهور ابقا شد. دقیقن اتفاقی که برای آقای اسپنتا افتاد و هنوز آن لکه بر دامن اسپنتا هست که چرا پس از سلب صلاحیت از سوی مجلس، کارش را به صورت غیر قانونی ادامه داده است.
رییس‌جمهور با عطامحمد نور اما، به شیوه‌ای دیگر برخورد کرد.
عطامحمد نور را شاید بتوان برجسته‌ترین مخالف سیاسی رییس‌جمهور در اردوگاه تاجیکان و تشکل سیاسی جمعیت خواند. او در زمان انتخابات تمام‌قد کنار عبدالله ایستاد و بیش از هر کس دیگری، رک و پوست‌کنده زبان به انتقاد از اشرف‌غنی گشود.
او با ده سال ولایت‌داری در بلخ به پهلوانی سیاسی و قدرتی اقتصادی تبدیل و خاری شد در چشم مخالفان و البته حکومت مرکزی. اشرف‌غنی که در زمان انتخابات وعده داده بود که حکومت‌های موازی را برخواهد چید، در روز سوگند ریاست‌جمهوری این وعده را تکرار کرد. همه می‌دانستند که منظور او آقای نور است و حکومتش در بلخ!
اما غنی در تمام دو و اندی سال گذشته با این‌که توانست فشارهایی جدی به ویژه از نظر اقتصادی و تجارتی بر آقای نور وارد کند اما نتوانست وی از ولایت‌داری بلخ برکنار و حکومتش را متلاشی بسازد.
چند ماه پیش که آقای عبدالله به رییس‌جمهور هشدار داد که روی دیگرش را نشان خواهد داد، عطا محمد نور موظف شد تا به نمایندگی از تیم عبدالله و تشکل جمعیت با رییس‌جمهور وارد مذاکره شود.
اما این گفت‌وگوها به درازا کشید و آقای نور مذاکرات را فراتر از مرزهای تعیین شده کشاند. مذاکراتی که ناخشنودی عبدالله را به دنبال داشت و به دور زدن او تعبیر شد.
نتیجه‌ی این مذاکرات هنوز روشن نیست اما مهم‌ترین بُعد آن، کنار رفتن آقای نور از ولایت‌داری بلخ است. این یعنی برچیدن همان حکومت موازی، این یعنی به حاشیه‌راندن یکی دیگر از چهره‌های مطرح مخالف، این یعنی برنده شدن رییس‌جمهور. عطا محمد نور هر چه‌قدر هم که وعده‌های کلان گرفته باشد، نقد را به نسیه داده و در این بازی باخته است.
استاد عطا یادش نرود که بخش اعظم شهرت و محبوبیتش را مرهون همین دیدگاه‌های اپوزیسیونی است، اگر پای‌گاهی مردمی برای خودش ساخته، بیش‌تر به دلیل انتقادات و رُک‌گویی­هایی است که از حکومت اشرف غنی بر زبان آورده. از طرفی دیگر بسیاری از هم‌حزبی‌های آقای نور، گفت‌وگوهای او با آقای غنی را نمی‌پسندند. چون این مذاکرات را فراتر از اختیارات حزبی او و محدوده‌ی تعیین‌شده تعریف می‌کنند. او با پیوستن به آقای رییس‌جمهور هم موقف حکومتی‌اش را از دست خواهد داد، هم جای‌گاه حزبی‌اش متزلزل خواهد شد و هم محبوبیت مردمی‌اش دچار آسیب جدی خواهد شد. او در آغاز از دایره‌ی نزدیکان رییس‌جمهور می‌پیوندد اما در فرجام، عطا محمد نور یک امیر اسماعیل خان ثانی خواهد شد.
رییس‌جمهور حتا دوستان نزدیکش مثل داکتر داوودشاه صبا را از خود راند و به هیچ‌یک از وعده‌هایش به عبدالله و مسعود و دوستم وفادار نمانده، بنابراین چه تضمینی وجود ندارد که وفادار مخالف قدیمی‌اش آقای نور باشد؟

اما چگونه این چهره‌های مطرح، ماتِ اشرف غنی شدند؟
برای به حاشیه رانده شدن این چهره‌ها دو مساله تاثیرگذار بوده: یکی بی‌کفایتی آنان و دیگری تمرکز قدرت در ارگ، برنامه‌های پنهان رییس‌جمهور و صد البته فعال بودن او.
برخی از این چهره‌ها مانند داکتر عبدالله، احمدضیا مسعود و دانش، عملن کم‌کارند و برخی دیگر مانند عطامحمد نور، دوستم و…  با برنامه‌ی رییس ارگ کنار زده شده‌اند.
بر می‌گردیم بر سر موضوع احمد ایشچی و ادعاهای عریان و تکان­دهنده‌اش. او نه تنها آقای دوستم را مضحکه‌ی عام و خاص کرد که حرمت و شرافت حکومت افغانستان را در جهان به باد داد. اما این یک طرف قضیه است. می‌گویند ایشچی در طالبانیزه کردن مناطق ازبیک‌نشین نقش جدی داشته و شایعه است که دام مرگی که منجر به زخمی شدن دوستم و کشته‌شدن محافظانش شده بود، از طرف او پهن شده بود…
به هر حال آدم نمی‌تواند با ایشچی هم‌دردی نکند اما پرسش‌هایی هم در ذهن هر کس می‌خلد! این‌که: آیا خود ایشچی بازیچه‌ی بهره‌گیران سیاسی نشده است؟
آیا این بازی، برای حذف دوستم نیست؟ دوستمی که در مقابل رییس‌جمهوری ایستاده بود…
آیا فکر نمی‌کنید پس از دوستم نوبت به اشخاص دیگری نیز خواهد رسید؟
و در پایان:

آیا شمال افغاستان پس ار رفتن استاد عطا و حذف دوستم، بی‌سر نخواهد شد؟ همانی که مطلوب حکومت مرکزی است؟

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه


26 دیدگاه برای “از استاد عطا تا جنرال دوستم، ریزش چهره‌ها به سود رییس‌جمهور”

  • آقای پدرام !

    مسله عطا نور و دوست هیچ وجح مشترکی باهم ندارند .
    همه ی ما میدانیم که حکومت وحدت ملی بر اساس یک مصلحت و کوتاه آمدن طرف تیم غنی صورت گرفت به دلیل آن که عبدالله و هم قطارانش دیگر مجاهدین آماده برای شورش و چور و چپاول میشدند و همه شاهد هستیم که اخطار و هشدارهای میدادند که ما آرام نمینشبنیم ، مثل اخطارهای که حالا طرفداران دوستم میدهند که اگر دوستم مورد پیگرد قانونی قرار گیرد ما آرام نمی نشینیم ، منظور شان از آرام ننشستن همان شورش کردن و چور و چپاول شهرها و سنگر گرفتن در قریه جات و گوها هست.

    خوب وقتی یک حکومتی از روی محبوریت تشکیل شده باشد و توافقی ار روی جبر و اکرا صورت گرفته باشد ، حتمن باید منتظر برخوردهای عقده مندانه باشید.

    غلطی در کار عطامحمد نو و زورگوی وی از حال نیست بلکه او همان زورگوی هست که در زمان حکومت ریس جمهور کرزی خود را یک حکومت موازی و بدون نیاز به حکومت مرکزی حساب داشت ، بنآ هر سیاست یا تاکتیکی که برای برکنار کردن عطا نور صورت گرفته شده باشد و شود ، کار نیک است ، امیر اسماعیل هم زمانی خود را حکومت خود مختار هرات داشت و باید هم از هرات دستش کوتاه میشد چون وقتی حکومت مرکزی را داریم پس کسی حق خود مختاری و جدا دانستن ساحه اش را از حکومت مرکزی ندارد.

    اما بحث دوستم و احمد ایشچی ، این مسله یک واقعیت است که تمام مردم با رفتار و زورگویهای این چنینی آشنا هستند ، این نوع شکنجه با عمل تجاوز و سرکوب کردن طرفها و مخالفان از جانب دوستم اولین بار نیست این کار از جانب دوستم سابقه دارد و این یک نوع شکنجه و سرکوب کردن طرفها از شیوه ی های همیشگی دوستم و امثالش باقی مجاهدین و حتا همه ما میدانیم که این نوع شکنجه یک امر معمول است بین زورگویان و کتله ی انسانهای دور از شرافت و وجدان افغانستان .

    این عمل دوست یک یار دگر نشان داده که بی وجدانی و نقض حقوق بشر تا چه اندازه در افغانستان بی داد میکند ، اگر دوستم احمد ایشچی را میکشت این خبر اصل تکاندهنده نبود ولی خبر تجاوز گروهی و تهدید یک حریف یا یک شهروند با تجاوز کردن گروهی آن هم توسط معاون ریس جمهور کشور بالای یک انسان کهن سال در سطح والی یک ولایت تا نهایت تکان دهنده و شرم آور و وحشت ناک است و این عمل تنها تجاوز به یک انسان و یک شخص نیست بلکه این خبر روح و ذات انسانیت را شوکه کرده است و حمله به روان انسانها است.

    اینجا فرق بین دوستم معاون ریس جمهور و ماما فلانی قصاب در شهر هرات که عقیده دارد بچه های نوجوان شهر را باید به زور مورد تجاوز قرار دهد و فیلم و عکس بگیرد که مبادا چند سال بعد حریفی برایش نشود ، نیست .

    احمد ایشچی با رسانه ی ساختن این مسله یک تابوی قدیمی و کهن و یک پدیده ی را که مردان و زنان زیادی را در درون به قتل رسانده است تا حال ، را شکست و پرده از این وقعیتی جامعه برداشت.

  • جناب وکیل صاحب محمدفرهادصدیقی یکی ازفرزندان صادق وباوفای این وطن بوده که به هیچ گروه سیاسی وابسته نبوده همیشه درخدمت مردم خود قراردارد

  • تحلیل بسیار دقیق بود. باور من در باره ی داستان دوستم و ایشجی این است که این یک دوسیه ی سیاسی برای حذف دوستم از حکومت است که مقدمه ی آن در دامن ایشجی نوشته شد. و در نهایت ایشجی بی چاره هم، به غیر از آبرو و عزت بربادرفته اش، چیزی به دست نخواهد آورد.

  • جهان در مقابل سیاست داخلی و خارجی استاد عطا محمد نور حیران مانده او لقب مرد آهنین و سیاست مدار مدبر را به خود گرفته است.
    دیدگاه آقای پدرام تا نوک بینی شان است

  • تحلیلییییییی درسسسست و بجا!! افتخار هراتیان هستین اقای پدرام!! موفق تررررر بشین ان شالله

  • بسیار یک تحلیلی علمی وبجا محترم وکیل صاحب پدرام

  • اگر استاد به ارگانهای محل برود عالی است

  • حاجی صاحب محترم قیس حسن یک شخص وطن دوست بوده و شخصی است که همیشه در خدمت کشور و مردم خود بوده از خداوند متعال آرزومندم تا در تمام امورات زنده گی کامیاب باشند و اسلام

  • بنظر من صیفوره نیازی

  • جناب وکیل صاحب قیس حسن صادق ترین نمانده مردم کابل است،

  • جناب وکیل صاحب قیس حسن

  • قِس حسن وکیل با احساس مردم شریف کابل

  • جنرال دوستم به مفت جنرال نشده هیچ نیروی نمیتواند او را ضیف بیسازه

  • رای مه به وکیله لیلما حکمی

  • جناب محترمه شکریه پیکان یگانه وکیل ورزیده ودلسوز وفعال است همیشه شب روز بخاطرکار های مردم کندز به وزارت خانه ها تلاش کرده ومردم شریف کندز ازاش حمایت میکنند رنده باد وکیله صاحب شکریه پیکان افتخار مردم ولایت کندز

  • باسلام خدمت دست اندرکاران صفحه هذا
    وبعدخدمت عرض شود که شما تاهنوز نمیدانید که نماینده برحال ولایت دایکندی بجای محمد نور اکبری (سیدمحمد داود سادات ناصری)است شماکه تااین اندازه بی خبرید چگونه میشه به نظر سنجی تان احترام گذات وباور کرد؟

  • ناصری صاحب وکیل با کفایت و مردم دوست کشور افتخار میکنیم به بودن تان با مردم

  • زه فریدون هم محترم نواب منگل ته ورکوم محترم صیب د پکتیا خلکو دیر خدمت کری دی.

  • زما راىه وه حاجى ملا سىدمحمداخند ته

  • زنده باد شکریه عیسی خیل
    از طرف حاجی سبحان الله

  • وکیله معصومه خاوری یک وکیل متوازن برای مردم رنج دیده ولایت سمنگان بوده چرا که خدمات شان قابل قدر است .

  • امید الله صافی . مونږه له وږمه ساپی نه راضی یو الله دی کامیاب لره

  • اروکیله صاحب صفیه ایماق حمایت میکنیم

  • سید شفیق الله قدسی says:

    با سلام و ادب و احترام.
    با وجود اینکه حتی شناخت ابتدایی نسبت به نگارنده مقاله ندارم ولی شکی نیست که ایشان یکی از مخالفین سرسخت قطب اول قدرت در افغانستان یعنی ارگ نشینان است. ایشان با وجود اینکه سعی بر آن داشته تا خواننده را از بیذاری خود نسبت به قطب دوم قدرت یعنی مرمرین نیشینان نیز آگاه کند، اما روند نتیجه گیری های نهای مقاله نشان دهنده تمایل ایشان به قطب دوم قدرت و مشخصا عطا محمد نور میباشد. روی همین لحاظ خواه ناخواه نوسنده سعی به تحریک خواننده خود به نفع جناح خاصی پرداخته که با مطرح کردن آن به صورت یک سوال چالشی، به صورت نا محسوس بدنبال گذاشتن مهر تایید بر ادامه روند حکومت داری عطا و دوستم و امثالهم به سمت های قبلیشان است. حال آنکه هر حکومت مرکزی به محض تشکیل برای نمایش قدرت برای ملت و احزاب موافق و مخالف خود دست به تغیر و تحولات در اساسات حکومت داری، عوض کردن تعریف های قدرت، عوض کردن شخیصیت های که باعث تمرکز بیش از حد قدرت گشته است و …. میزند تا حس قدرت مند بودن دولت را به ذهن مردم و احزاب مخالف تزریق کند. ولی عطا محمد نور سومین بار متوالی است که کاخ نشان شاخ و شانه میکشد و گفته های آنان را به اندازه بال مگس اهمیت نمیدهد. وی علاوه بر اینکه اعتنایی به ریس جمهور های یک ملت ندارد بلکه با موازی خواندن قدرت خویش با قدرت مرکزی ذهنیت مردم را نسبت به مصصم بودن تصمیمات ارگ نیز دچار خدشه و دوگانگی میکند. مساله عطا را که کنار بگذاریم نوبت جناب دوستم است . با مطرح کردن این سوال که آیا در زمان آقای کرزی مخصوصا دوره ای دوم که دوستم بیشتر مصروف چکر های خارجی بخصوص ترکیه و ازبکستان بود آیا ولایت که ایشان از به گفته شما بیکاری تحت سیطره یا به اصطلاح خودش حمایت خود گرفته به نا امنی امروز بود؟ آیا حکومت مرکزی گذشته اهداف و برنامه های سازنده دراز مدت یا کوتاه مدت خود را به روی این ولایت قطح کرده بود؟ آیا حکومت اقای کرزی چندین و چند بار به حمایت از مردم این چند ولایت از شر طالبان منطقه ای نیروهای نظامی اعزام نمیکرد؟ فکر کنم با اندکی تامل به راحتی میتوان فهمید که پاسخ همه ای این سوالات به نفع حکومت های مرکزی وقت بوده . پس میتوان گفت که عملکرد دوستم نه تنها از روی بیکاری نبوده که بلکه در عمق ماجرا بعنوان یکی از مخالفان حکومت مرکزی آنهم مخالف مصلح هیچ فرقی با طالبان ندارد و حکومت مرکزی هرکسی که باشد خود را برای استعلای روز به روز حکومت مصمم به از بین بردن و کنار کشیدن مخالفان بزرگ خود از جمله عطا و دوستم میداند.

  • هارون رشید رحمانی says:

    زنده باد جنرال صاحب دلاور ایماق