رفتن به بالا

رسانه‌ای متفاوت

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵
  • الأربعاء ۱۹ ربيع ثاني ۱۴۳۸
  • 2017 Wednesday 18 January
  • ما در شبکه های اجتماعی

بعد از فروپاشی نظام طالبان که زن‌ستیزی  در آن بیداد می‌کرد، دغدغه‌ی جدیدی به وجود آمد که نام‌اش را مبارزه […]

بعد از فروپاشی نظام طالبان که زن‌ستیزی  در آن بیداد می‌کرد، دغدغه‌ی جدیدی به وجود آمد که نام‌اش را مبارزه برای حقوق زنان و مبارزه علیه تبعیض جنسیتی گذاشتند، این دغدغه‌ها البته با سرازیر شدن میلیون‌ها دالر برای توانمندی زنان از سوی جامعه جهانی، انجوها و موسسه‌های خارجی در ذهن خیلی‌ها خطور کرد.

توانمندی زنان افغان، آگاهی‌دهی زنان و جمله‌هایی از این دست را بارها از سوی رسانه‌ها، فعالان جامعه مدنی و یا هم در کنفرانس‌هایی که در هوتل‌های بسیار مجلل با مصارف بسیار گزاف به راه انداخته شده‌ است، شنیده‌ایم.

این‌که ادعا کنیم شماری از عدالت‌خواهی‌ها برای زنان افغان و مبارزه برای حق زن افغان در طول این چند سال پروژۀ تجاری  بوده است که برای خیلی‌ها جز زنان سود فراوانی به بار آورد ، بدون شک که مبالغه نیست و ثبوتِ این حرف هم بسیار ساده است.

تبدیل شدن زن افغان به عنوان یک کالای تجاری بدون این‌که خودش آگاهی داشته باشد معنی بلندی نیست که فهم تندی بخواهد و این مسئله را با اندکی تمرکز به نتیجه‌‌ی سیمینارهایی که در هوتل‌های مجلل برگزار می‌شوند  و با سخنرانی مهمان‌هایی شروع می‌شوند که بدون درک مفاهیم فیمنیستی شعارهای بلندپروازانه‌یی سر می‌دهند، می‌شود فهمید.

راه‌اندازی چنین سیمینارهایی برای عده‌یی از زنان که خود از حق خود باخبراند و مشکل‌خاصی هم از سوی خانواده ندارند دردی را دوا نمی‌کند، در صورتی که در چند کیلومتری مکان همین سیمینارها دختری سیزده ساله را مجبور به عروسی با پیرمردی هفتاد ساله کرده‌اند و یا هم خانم جوانی از دست آزارهای شوهراش خسته شده و خودکشی کرده است.

نبود پلان‌های دراز مدت برای آگاهی دهی درست به  مردان جامعه تا حق زنان را بشناسند، عدم توجه به زنان روستاها، عدم ریشه‌یابی مشکل‌های زنان، عدم شناخت سنت‌هایی که زنان را جنس دوم می‌شمارد و قدم برنداشتن برای از بین بردن این سنت‌ها و در اخیر باید گفت شعاری بودن و پروژه‌یی بودن این برنامه‌ها از جمله دلایلی‌اند که هنوز هم زن امروزی با ده‌ها مشکل روبروست.

مسئله دو بعد دارد، نخست این‌که اکثر فعالیت‌ها برای زن افغان رنگ تجاری به خود می‌گیرد و باعث می‌شود که زن افغان به کالای تجاری برای کسانی  تبدیل شود که از دونرها پول می‌گیرند و بدون هیچ نوع پلان درازمدتی و یا هم بدون تطبیق صد در صدی پلان‌هایی که به دونر پیش کرده‌اند و با گرفتن چند عکس و بزرگ‌نمایی مسئله، دونر را راضی نگه می‌دارند.

 

 

اما بعد دیگر قضیه فکر می‌کنم بدتر از اولی‌ست و آن  نگاه ترحم‌آمیز مردان به زنانی‌ست که در جامعه فعال‌اند، تبعیض مثبت  واژه‌یی است که خیلی‌ها برای توجیه کارشان استفاده می‌کنند بدون آن‌که به پیامدهای این مسئله فکر کنند.

باز هم باید تکرار کنم که میلیون‌ها پول در طول چندین سال برای کاهش و یا هم از بین بردن رنج زنان در افغانستان به مصرف رسید ولی هنوزهم شاهد وضع اسف‌بار زنان کشور هستیم که یا تغییری نکرده است و یا هم تغییر چشم‌‌گیری نکرده است.

“و یا هم تغییر چشم‌گیری نکرده است” را می‌توان این‌طور ثبوت کرد که هنوز هم زن افغانی که در بیرون از خانه کار می‌کند و یا هم فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی دارد، در قید و بندِ یک سلسله تعارف‌های مردسالارانه‌یی بند مانده است که ناشی از نگاه ترحم‌آمیز مرد به زن است.

ادعا و یا بهتر است بگویم حرف من دربارۀ زن یا دختری نیست که در کوره‌دهاتی، از صبح تا شب به خدمت شوهر و بزرگ کردن چند فرزند مشغول است و هیچ نوع آگاهی دربارۀ حق خود ندارد و هیچ نوع زمینۀ رشد، باسواد شدن و یا هم فعالیت اجتماعی و سیاسی برایش مساعد نیست.

سخنم دربارۀ دختر و یا خانمی‌ست که هیچ نوع محدودیتی در یادگیری، فعالیت اجتماعی و سیاسی از سوی خانواده برایش وضع نشده است و زمینه‌های رشد نیز برایش مساعد است ولی بخاطر موضوعی که نام‌اش را تعارف ترحم‌آمیز می‌توان گذاشت هیچ نوع فعالیتی نمی‌کند.

این نگاه ترحم‌آمیز را می‌توان از مکتب‌ها شروع تا سطح وزارت‌ها دید، بارها شاهد این امر بوده‌ام که استاد به پسری که دیر به کلاس درس رسیده است اجازه ورود نداده  ولی در برخورد با دختری که این عمل را انجام داده با این جمله: “چی کنم سیاسر است” اجازه ورود داده است.

و این جمله می‌تواند اولین حامیِ اشتباه این دختر در امر بی‌نظم بودن و سر وقت نیامدن باشد و این تشویق اشتباه به او تلقین می‌کند که عیبی ندارد تو موجودی ضعیف استی در حالی که پسری که دیر آمده است اجازه ورود به کلاس را ندارد چون می‌بایست منظم باشد.

و یا هم فرض کنید برای شرکت در یک کنفرانس علمی باید ده دانشجو انتخاب شوند و بهترین راه برای   گزینش این ده دانشجو شایستگی‌ست،  که ممکن است دختران و پسران شایسته زیادی در جمع کاندیدا باشند ولی با شنیدن جمله “جندر را رعایت کنید”  پنج دانشجوی پسر بر حسب شایستگی انتخاب شوند و پنج دانشجوی دختر بدون این که شایستگی‌شان ارزیابی شود و فقط بر حسب جنسیت‌شان انتخاب شوند و این  در حالی انجام بگیرد که دانشجویان پسری که شایستگی‌شان نسبت به دانشجویان دختر بیشتر است در جمع حضور داشته باشند و یا هم عکس این مسئله، یعنی ممکن است هشت دانشجوی دختر بر حسب شایستگی انتخاب شوند و دو دانشجوی پسر.

 

ولی وقتی این تقسیم‌بندی بر اساس جنیست ‌می‌شود، نه بر اساس شایستگی و این پافشاری دربارۀ گزینش براساس جنیست ریشه شایسته‌سالاری را دارد می‌خشکاند.

این نگاه را در کل سیستم آموزشی و حتی اداری کشور می‌شود دید و همواره جمله “جندر را رعایت کنید” را شنیده‌ایم بدون این‌که به پیامدهای این جمله فکر کنیم.

از شبکه‌های مجازی نیز می‌شود  داده‌های خوبی گرفت، به طور نمونه ستایش‌هایی که در پای یک متن فیسبوکی (status) که چندین اشتباه املایی نیز داشته است ولی از سوی یک خانم و یا دخترخانم نوشته شده باشد، نشان‌گر نگاه غیرواقعی و ترحم‌آمیز به زنان و دختران است که منجر به  بالابردن غرور کاذبی می‌شود که دختران زیادی را از ضعف‌هایی که دارند بی‌خبر نگه می‌دارد.

انتخاب انسان‌ها برای وظیفه‌یی، احترام به آن‌ها، همکاری با آن‌ها و در کل برخورد با آن‌ها باید بر اساس شخصیت آن‌ها و مولفه‌هایی مانند توانایی، سواد، مهارت‌‌ها و در کل شایستگی باشد نه بر اساس جنسیت آن‌ها.

گزینش جنسیتی را باری جایی شنیدم و دقیقا به این امر باید پی برد که این گزینش جنیستی و یا هم ستایش‌هایش دروغین، زنان و دختران آینده را از اصل یادگیری و ساختن شخصیت و هویتی که بر حسب آگاهی و شایستگی باشد دور نگه می‌دارد و ضربه بزرگ و نابخشودنی بر پیکر جامعه زنان می‌زند و این نگاه ترحم‌آمیز به قشر خاصی که حساب‌شان را از زنان و دختران دیگر جدا کردم بدون شک نه تبعیض مثبت بل ساختن هویت دروغینی و پوشالی برای زنان و دختران فعال آینده است.

اخبار مرتبط

نظرات

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
16
روز مانده
اعلام تقسیم اوقات انتخابات پارلمانی