رفتن به بالا
  • جمعه - ۱۰ جدی ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۴
  • کد خبر : ۳۴۹۸
  • چاپ خبر : تاریخ هنرجو نیست؛ ادب‌دوست است!
ارغنون:

تاریخ هنرجو نیست؛ ادب‌دوست است!

شعر متعالی با “حق”، “خیر” و “زیبایی” پیوند دارد. ماندگاری شاعر به میزان برخورداری او از این سرچشمه‎ها بستگی دارد. […]

شعر متعالی با “حق”، “خیر” و “زیبایی” پیوند دارد. ماندگاری شاعر به میزان برخورداری او از این سرچشمه‎ها بستگی دارد. شاعری که در کویر خطاکاری و زشتی و شر حرکت می‎کند، مثل شبحی در مِهِ تاریخ ناپدید می‎شود.

این حکم تنها درباره شعر و شاعران صدق نمی‎کند. این خصیصۀ بنیادین هنر است.

شاعری که نثر او بوی “تعصب و سختگیری” دارد، ممکن است غزلی بسازد که چند روزی “مشتری بر وی بجوشد”، لیکن زمان، با هر آن پدیده‎ای که با منبع زیبایی‎ها بیگانه باشد، آشنایی ندارد.

بی‎تردید، ماندگاری شعر به اسباب و لوازم دیگر نیز وابسته است، لیکن اسباب دیگر و از جمله قدرت تخیل و زبان‎آوری، برای تاریخ اهمیت ثانوی دارد. ادیب تنها “دانای علوم ادب” نیست، “صاحب ادب” و “حد هرچیز نگهدارنده” نیز هست. تاریخ، همیشه هنرجو نیست، ادب‌دوست است.

تاریخِ ادب‌دوست، به صاحبِ ادب بیشتر از بی‎‎‎ادبِ دانا به علوم ادب، التفات دارد. بسیاری از منتقدین می‎‎گویند تشخیص‎دادن اینکه کدام یک از شاعران خوش قریحه‎ی معاصر در برابر زمان ایستادگی خواهد کرد، دشوار است! بله دشوار است اما به نظر من یک محک ره‌گشا وجود دارد. این محک چندان به معیارهای هنری وابسته نیست، بیشتر به خصایص غیرهنری ولی ارزشمند و متعالی بستگی دارد.

تندباد تاریخ، تزئینات هنری را به مدد دیگرگون‎شدنِ ذایقه‎ی هنریِ نسل‌ها، به دست فنا می‎سپارد، اما در برابر پیرایه‎های متعالی و ارزشمند و عام بشری سر تعظیم فرو می‎آورد. انوری از شاعری می نالید که” خون دو دیوان به گردن” داشت ، اما به نظر من

امروز باید از دست شاعرانی نالید که خون ارزشهای چون حذر ازتعصب و سختگیری را به گردن دارند.

به شاعران متعصب و سخت‌گیر بگویید: هر چه داری بگو! فردا گلوی شعر تو در دهلیز تاریخ خواهد خشکید! خشکیدن گلو! آیا این سزا، شایستۀ کسی نیست که امروز شعری شیرین در وصف معشوق‎‎اش می‎نویسد و فردا در نثری تلخ، نفرت اش را از هم‌نوعی که رنگی دیگر دارد ابراز می‌کند؟ هست!

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه