رفتن به بالا

رسانه‌ای متفاوت

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵
  • الأربعاء ۱۹ ربيع ثاني ۱۴۳۸
  • 2017 Wednesday 18 January
  • ما در شبکه های اجتماعی
هایده فقیری:

تحجر آکادمیک

در این ۱۶ سالی که از پایان دوره تاریک تسلط طالبان بر افغانستان می‌گذرد دولت افغانستان تلاش‌های بسیاری برای اعاده […]

در این ۱۶ سالی که از پایان دوره تاریک تسلط طالبان بر افغانستان می‌گذرد دولت افغانستان تلاش‌های بسیاری برای اعاده حقوق انسانی زنان انجام داده‌است. از جمله می‌توان به اجرایی شدن قانون منع خشونت علیه زن، طرح برنامه ملی عمل برای زنان و برداشتن گام‌های عملی در راستای تطبیق این برنامه و اِعمال سیاست تبعیض مثبت برای زنان اشاره کرد.

با این‌که این تلاش‌ها توانسته گام‌های موثری برای حضور زنان در سطوح مدیریتی و رهبری کشور باشد، اما هنوز هم شاهد خشونت های فراگیر علیه زنان در نقاط مختلف افغانستان هستیم، بسیاری از این خشونت‌ها، برخواسته از بسترهای سنتی جامعه‌اند.

در جوامع سنتی، زن کالایی است که هویت و حضور او با وجود یک مرد معنی پیدامی‌کند. زن در جامعه سنتی همیشه به عنوان دختر، همسر و مادر شناخته می‌شود که در هر سه این تعریف‌ها، هویت وی به یک مرد گره خورده است. این نوع طرز تفکر باعث شده‌است که مردان با واژه‌هایی چون ناموس سعی بر آن داشته باشند که زن را در چارچوب خواسته‌های خود اسیر نمایند و هر نوع تخطی از این چارچوب و حصار را نوعی ضربه به عزت و هویت مردانه خویش بدانند.

مواردی این چنینی سرچشمه خشونت علیه زن می‌باشد اما فاجعه وقتی پررنگ می شود که این تفکر بنیادگرایانه و سنتی در محیط‌های اکادمیک ریشه بدواند، اظهارات اخیر یکی از مسوولان پوهنتون هرات مبنی بر ممانعت از حضور دخترانِ به گفته وی بدحجاب در دانشگاه باعث تاسف است.

از آن‌جایی که طبق ماده پنجم قانون منع خشونت علیه زن، خشونت علیه زن عبارت است از ارتکاب عملی که موجب صدمه به شخصیت، جسم، مال و یا روان زن گردد، این داعیه‌ها نوعی خشونت علیه زن محسوب می‌گردند.

از آن‌جایی که در قوانین افغانستان مصادیق مشخصی از بدحجابی و بی حجابی در قانون ذکر نشده است، طرح چنین داعیه‌هایی می‌تواند بستر برداشت‌ها و تفسیرهای فردی را نسبت به بدحجابی در جامعه باز کرده و هر کس خود را صاحب صلاحیت در وارد آوردن اتهام بدحجابی یا بی‌حجابی به زنان دانسته و این امر می‌تواند منجر به انارشی در جامعه شود و حتی زنان را با خطرهای جانی روبرو کند.

چنین اظهاراتی که نشان‌دهنده تفکر طالبانی است نه تنها تشدید کننده خشونت علیه زن خواهد بود بلکه باعث می‌شود تا به سبب یک قرائت شخصی، یک کتله عظیم جمعیتی که در اینجا محیط های آکادمیک یا شهروندان با فرهنگ هرات را شامل می‌شود، متاثر ساخته و آسیب پذیر سازد.

با توجه به مشکلات زیادی از جمله عدم معیاری بودن مواد درسی در بسیاری از پوهنزی‌ها و خلاصه شدن دوره ماستری به رشته ادبیات در دنیای فوق تخصصی امروز، مصروف شدن مسوولان دانشگاه هرات به بیرون ماندن چند تار موی یک دانشجو به نظر یک شوخی و در عمل یک فاجعه شمرده می‌شود.

توقع زنان افغانستان از لوی سارنوال به عنوان مدعی حقوق عامه این است که در صورت اثبات بیان این صحبت‌ها از جانب رییس پوهنتون هرات نسبت به اقامه دعوی بر علیه موصوف هدایت داده شود تا نیمی از جامعه افغانستان حداقل از تحت خشونت قرار گرفتن از جانب مسوولان نهادهای اکادمیک خود را در امان بپندارند.

و چه زیبا گفته است این شاعر:

خانه ات را باد برد

تو هنوز هم نگران وزش باد در موی منی؟!
تشت رسوایی دزدان امارت افتاد

تو نگه دار، هنوز هم دو سر شال مرا

اخبار مرتبط

نظرات

وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
16
روز مانده
اعلام تقسیم اوقات انتخابات پارلمانی